کار تیمی چیست و چطور باید مهارت های کارتیمی را ارتقا داد؟

توانایی کار تیمی صرف نظر از پیشه و عنوان کاری شما، در رسیدن به موفقیت شغلی امری حیاتی است. کار مؤثر با مشتری‌ها، همکاران، مدیران و دیگر اشخاص در محیط کار به شما در به‌سرانجام‌رساندن امور، در کنار ایجاد محیطی لذت‌بخش برای خودتان و دیگران کمک خواهد کرد. سازمانی که بر کارتیمی تکیه دارد؛ معمولا دارای محیط کاری سلامت، با عملکرد بالاست. پیش از شروع، نگاهی مختصر می‌اندازیم به مفهوم «گروه»، «تیم» و تفاوت‌های اصلی میان این دو مفهوم مهم در حوزه فضای کار و پس از آن درباره مهارت های کار تیمی خواهیم گفت.

منظور از گروه و تیم چیست؟

در دنیای کار، واژه‌های «تیم» و «گروه» را همواره به‌جای یکدیگر به‌کار می‌برند. اما یک کارآفرین هوشیار می‌دانند که میان آن دو، تفاوت‌های کوچک اما مهم وجود دارد. کشف و درک اختلاف‌ها در آغاز کار، می‌تواند در رسیدن به اهداف مهم شغلی، روشنایی‌بخش راه صاحبان صنعت باشد.

در محیط‌های کاری، «گروه» معمولا از دو یا چند همکار تشکیل می‌شود که یکدیگر را به‌عنوان بخش‌های متمایز می‌شناسند، اما درواقع به‌صورت کاملا مستقل از یکدیگر فعالیت می‌کنند. به‌عنوان مثال یک پیشه کوچک، شاید گروهی را به‌عنوان «گروه خدمات مشتریان» داشته باشد. اما ممکن است، یک نفر از این گروه بر روی مشتریان محلی، شخص دیگری بر روی مشتریان منطقه ای و دیگری بر روی اشخاص متفرقه تمرکز داشته باشد. این در حالی است که «تیم» متشکل از دو یا چند همکار است که در بخش‌های مختلف یک صنعت یا پیشه، برای رسیدن به یک هدف یا پروژه مشترک با یکدیگر به همکاری می‌پردازند.

فرض کنید، شرکت شما قصد دارد تا محصول جدیدی را روانه بازار کند. ممکن است که شما از بخش‌های مختلف شرکت خود (فنی، مالی، حقوقی، بازاریابی و...) افرادی را مامور کنید تا با همکاری یکدیگر، گزارشی را درباره همه جنبه‌های فعالیت مورد نظر تهیه کنند تا راهنمای حرکت صحیح شرکت به سوی تولید این محصول جدید باشد. در تیم، هر شخصی متوجه این نکته است که توانایی‌ها و تخصص هر یک از اعضای تیم، برای رسیدن به هدف مورد نظر، ارزشی یکسان خواهد داشت. در نهایت تیم‌ها معمولا به‌صورت موقت، با قصد دستیابی به یک هدف خاص تشکیل می‌شوند. اما گروه‌ها معمولا با دید ثابت‌تر و اهداف و مسئولیت‌های مداوم تشکیل می‌گردند.

هدف از تشکیل‌ تیم های کاری و گروه‌های کاری چیست؟

از سال‌ها پیش مدیران، دریافتند که همیشه چند ذهن، بهتر از یک ذهن، آنها را در رسیدن به اهداف کاری یاری خواهد کرد. ازاین‌رو شروع به ایجاد گروه‌های مختلف در پیشه‌های خود کردند تا همکاران بتوانند ایده‌های خود را در مورد سوژه‌های گروه به‌اشتراک بگذارند. از سوی دیگر تیم‌ها را تشکیل دادند، برای مقابله با هدف یا پروژه‌ای خاص و معمولا کوتاه‌مدت تا بتوانند از تخصص جمعی افراد مختلف بهره ببرند. به‌همین‌خاطر داشتن توانایی انجام «کار تیمی» و «کار گروهی» از نیازهای اساسی در محیط کار به حساب می‌آید. در ادامه، نگاهی ریزبینانه می‌اندازیم بر چیستی  مهارت های کارتیمی، چگونگی ارتقا آن و دیگر توانایی‌های اجتماعی که به پیشرفت حس همکاری کمک خواهدکرد.

اهمیت کار تیمی و تاثیر آن بر روحیه و پیشرفت افراد

اهمیت کار تیمی و تاثیر آن بر روحیه و پیشرفت افراد

تجربه اصلی من از کار تیمی موفق به زمان فعالیتم در زمینه مهندسی نرم‌افزار برمی‌گردد، اما درس‌هایی که در این رابطه فراگرفته‌ام محدود به آن دوران نبوده و در هرجایی که کار تیمی انجام شود؛ کاربرد دارد. با ما همراه شوید تا اهمیت کارتیمی و اصول مهم آن را با هم بررسی کنیم.

از لحاظ بهره‌‌وری در پروژه‌های تیمی، یک جدل همیشگی علیه به‌کارگیری افراد زیاد برای یک پروژه وجود دارد که برگرفته از کتاب «نفر- ماه افسانه‌ای» نوشته فردریک بروکز است. اصطلاح «نفر- ماه» یا «فرد- ماه» به میزان کار مفیدی اشاره دارد که یک فرد در طول یک ماه می‌تواند به اتمام برساند.

آنچه بروکز در کتاب خود به جدل با آن می‌پردازد، تفکر اشتباهی است که بر طبق آن می‌گویند: اگر یک مهندس نرم‌افزار، یک پروژه نرم‌افزاری را در ۱۲ ماه می‌تواند به اتمام برساند، پس با ۱۲ مهندس نرم‌افزار تنها در طی یک ماه، می‌توان آن پروژه را به اتمام رساند. بر طبق این تفکر، اغلب مدیران هنگامی که می‌بینند موعد تحویل پروژه نزدیک شده و کار به سرعت دلخواه پیش نمی‌رود ترجیح می‌دهند چند مهندس دیگر به پروژه اضافه کنند تا سرعت کار را بالا ببرند.

بدیهی است که این اتفاق هرگز رخ نمی‌دهد. مشکل این تفکر - و آنچه باعث شده که این کار اشتباه یا افسانه‌ای نام بگیرد - این است که با افزودن هر فرد، زمانی برای هماهنگی و ارتباط گرفتن او با سایر افراد به تیم تحمیل می‌شود. به همین دلیل نه تنها زمان تحویل پروژه با افزودن افراد کاهش نمی‌یابد، بلکه با افزودن افراد متفاوت به پروژه، زمان تحویل آن با تاخیر بیشتری مواجه می‌شود. به‌همین‌خاطر قاعده‌ای به نام قانون بروکز در کارهای تیمی معروف شده که می‌گوید: «اضافه‌کردن نیروی انسانی در یک پروژه که خود با تاخیر روبه‌رو شده  است، باعث تاخیر بیشتر آن خواهد شد.»

این قاعده به این معنا نیست که کار گروهی را به‌صورت کلی از پروژه‌ها حذف کنیم، اما گاهی اوقات مدیران پروژه با اصلاح بیش از حد قانون بروکز، پروژه‌های تک‌نفره تعریف می‌کنند تا میزان ارتباطات را به صفر رسانده و حداکثر بهره‌وری را از یک فرد به‌دست‌آورند. ناگفته پیداست این تیم‌ها نیز دیر یا زود محکوم به شکست هستند و اینجا می‌خواهیم دلایل آن را گفته و از اهمیت کار تیمی بیشتر بگوییم.

بعضی کمپانی‌ها همانند گوگل، در پروسه ارتقا مهندسین خود به این قاعده تاکید فراوان دارند. به این شکل که هر مهندس باید مالکیت و تسلط کامل خود را بر یک پروژه اثبات کند. این‌گونه با ایجاد نیروی محرک برای هر مهندس، کمپانی باعث می‌شود که او پروژه‌های مستقل دیگری در همان زمینه تعریف کرده و با اولویت‌بندی متفاوتی تلاش کند که به‌عنوان مالک بی‌منازع پروژه اصلی شناخته شود و شانس خود را برای ترفیع‌گرفتن بیفزاید.

اما واقعیت با چیزی که تصور می‌کنند متفاوت است. هنگامی که فرد به‌تنهایی کار می‌کند، ریسک‌ها و جنبه‌های منفی متعددی وجود دارد که بر کیفیت نهایی کار و حتی روحیه‌اش تاثیرگذار خواهد بود. در اینجا چند مورد از مهم‌ترین دلایل شکست پروژه‌های تک‌نفره و اهمیت کار تیمی را به‌صورت خلاصه بررسی می‌کنیم:

۱. کم‌شدن کیفیت نهایی پروژه به دلیل نداشتن فیدبک‌های متوالی و زودهنگام در زمینه طراحی

برای به‌دست‌آوردن یک نتیجه رضایت‌بخش، داشتن بازخوردهای متوالی ضروری است. هرقدر زودتر بازخوردهای متفاوت را ببینید، زودتر می‌توانید کار اشتباه خود را تصحیح کرده و از پیش‌روی در مسیر اشتباه جلوگیری کنید. از فواید کار تیمی در پروژه‌های متفاوت این است که هم‌تیمی‌های شما می‌توانند نظرات سازنده‌ای بدهند. آنها بر موضوع پروژه تسلط بیشتری دارند و راحت‌تر می‌توانند کدهای‌تان را بررسی کرده و نسبت به هدف اصلی پروژه نکاتی را گوشزد کنند. از سوی دیگر کسی که همراه شما در آن پروژه مشغول فعالیت نیست، نمی‌تواند بازخورد بهینه و مفیدی برای شما داشته باشد. برایان فیتزپاتریک (Brian Fitzpatrick) و بن کالینز  (Ben Collins-Sussman) این قاعده کلی را در یک جمله طلایی در کتاب Team Geek به رشته تحریر درآورده‌اند: «توسعه نرم‌افزاری همانند یک ورزش گروهی است.»

۲. کاهش یادگیری در هنگام کار به‌تنهایی

همان‌طور در قسمت پیش گفتیم، هنگامی که به‌تنهایی کار می‌کنید افکار و ایده‌های شما کمتر به چالش کشیده می‌شوند؛ و اهمیت کارتیمی در اینجا مشخص می‌شود. از سوی دیگر چون هر فرد زمان بیشتری نیاز دارد تا یک پروژه را به اتمام برساند، پس از گذشت سال‌ها می‌بینید در پروژه‌های بسیار کمی حضور داشته و دانسته‌های شما نیز محدود به همان پروژه‌ها می‌شود.

۳. اهمیت کار تیمی و افزایش ضریب اتوبوس پروژه

اهمیت کار تیمی و افزایش ضریب اتوبوس پروژه

ضریب اتوبوس (Bus Factor) یک پروژه به عاملی اشاره دارد که اگر برای اعضای تیم یک اتفاق ناگوار (در مثال اولیه تصادف با اتوبوس یا هر رویداد ناگهانی دیگر همانند مهاجرت، بیماری، مرخصی و...) پیش آید، به توقف کلی آن پروژه منجر می‌شود. هرچه میزان این ضریب بالاتر باشد، ریسک پروژه کمتر است.

از فواید کار تیمی این است که هرچه اعضای یک تیم بیشتر باشند، ابهامات یک پروژه کمتر می‌شود. از سوی دیگر وقتی تنها یک فرد مسئول اجرای یک پروژه است، احتمالا از راه‌های میان‌بر بیشتری استفاده می‌کند که تنها خودش می‌تواند دلیل وجودشان را توضیح دهد. اما در یک پروژه گروهی همه مستندات باید دقیق، کامل و شفاف باشند. اهمیت کارتیمی در این است که هر فرد باید به‌گونه‌ای کار خود را انجام دهد و معلومات خود را به سایرین منتقل کند که اگر مجبور به ترک پروژه شد، بقیه افراد بتوانند به‌راحتی کار او را ادامه دهند.

۴. افزایش مسئولیت‌پذیری؛ از فواید کار تیمی

انتظار انجام فعالیت‌ها از سوی سایر هم‌تیمی‌ها، یک نیروی محرکه قوی برای افراد است. وقتی با گروهی کار می‌کنید که برای آنها احترام قائلید و دلتان نمی‌خواهد آنها را ناامید کنید، انگیزه شما نسبت به موانعی که سر راه‌تان قرار می‌گیرد، قوی‌تر خواهد بود. در این حالت می‌توانید به شکل موثرتری با مشکلات روبه‌رو شوید. اهمیت کارتیمی در اینجا نمود بیشتری داشته و به افراد کمک می‌کند در هر صورت به فعالیت بپردازند و حتی در روزهای سخت، کار را متوقف نکنند.

۵. پیشرفت کُند پروژه و کاهش روحیه فرد

تخمین زمان اتمام پروژه سخت است و پروژه‌ها اغلب دیرکرد دارند. اگر تنها یک فرد مسئولیت کل پروژه را برعهده داشته باشد، با یک اتفاق کوچک کل پروژه با تاخیر بیشتری روبه‌رو می‌شود. مشابه این اتفاق را در هایپرمارکت‌ها می‌بینیم. هنگامی که تنها یک صندوق‌دار برای ثبت خرید مشتریان وجود داشته باشد، اگر بخواهند قیمت یک محصول را بازبینی کنند و یا یک مشتری دردسرساز در ابتدای صف باشد؛ کل صف خرید فروشگاه متوقف خواهد شد. در یک پروژه موفق، حضور حتی یک فرد دیگر می‌تواند باعث ایجاد پیشرفت‌ باشد، هرچند این پیشرفت‌ها کند و اندک باشند.

از سوی دیگر اغلب افراد زمان سپری‌شده بر پروژه را به‌عنوان یک زمان بهینه و سرمایه‌گذاری‌شده نمی‌بینند؛ بلکه اعتقاد دارند آن زمان از دست‌ رفته است. این‌گونه است که اگر شما به‌صورت پاره‌وقت و به مدت ۲ ماه بر روی یک پروژه مشغول بودید اما این زمان در طی شش ماه پراکنده شده است، نه شما و نه سایر افراد موجود در سازمان به این زمان مفید توجه نمی‌کنید. بلکه تصور می‌کنید این پروژه نصف سال طول کشیده و پیشرفت بسیار کمی داشته است. این حس ناامیدی برای زمان ازدست‌رفته باعث کاهش روحیه و از بین رفتن انگیزه خواهد شد و اینجاست که اهمیت کار تیمی برای همگان آشکار می‌شود.

۶. سخت‌تر شدن موانع پروژه در یک کار تک نفره

انواع مشکلات به‌وجودآمده در طی پروژه، یک‌نواختی و خسته‌کننده‌بودن کارها و یا خطاهایی که انگار با هیچ منطقی قابل حل نیستند، می‌توانند به‌شدت آسیب‌زا باشند. از فواید کار تیمی این است که تمام این‌ها با حضور حتی یک فرد دیگر قابل تحمل‌تر به نظر می‌رسند و راحت‌تر می‌توان از شر آن‌ها خلاص شد. از مهم‌ترین اصول کار تیمی هم‌یاری یکدیگر برای حل مشکلات و خطاهای پیش‌آمده است که در طولانی‌مدت، حس مسئولیت‌پذیری کارمندان را تقویت می‌کند.

۷. انگیزه بیشتر با هر پیشرفت پروژه در یک کار تیمی

شادی برای یک پیشرفت هرچند کوچک، باعث می‌شود انگیزه شما برای ادامه کار چندین برابر شود. وقتی به‌تنهایی کار می‌کنیم، کسی در کنارمان نیست تا در لحظه‌های خوشی، شادی خود را با او به‌اشتراک بگذاریم و از موفقیت‌مان لذت ببریم. شاید این مورد چندان مهم به‌نظر نرسد، اما در مسیر سخت، اندک خوشی می‌تواند نیروی محرکه قوی برای پیشرفت کل تیم و یا حتی سازمان ایجاد کند.

در پروژه‌های تک نفره روحیه و انگیزه افراد کاهش می‌یابد و طبیعی است این امر باعث کاهش روحیه کلی کارمندان خواهد شد. برای همین ما پیشنهاد می‌دهیم برای سازمان‌های در حال توسعه، تا جای ممکن از پروژه‌های تک‌نفره استفاده نشود و حداقل افراد تیم، دو نفر باشند.

البته طبیعی است که در درون پروژه فعالیت‌های تک‌نفره تعریف شود و سپس فعالیت‌های آماده را با هم ادغام نموده و پروژه را با هم پیش ببریم. در این حالت هم از مزایای تیم‌های تک‌نفره و هم فواید کار تیمی بهره خواهیم برد.

در بعضی سازمان‌ها که تعداد پروژه‌ها بسیار زیادند یا در محصولاتی که انواع قابلیت‌های متفاوت را به‌صورت همزمان دارند، احتمالا مدیران وسوسه می‌شوند تا تیم‌های تک‌نفره متعددی تعریف کنند تا در هر صورت شاهد پیشرفتی در پروژه‌های موردنظر باشند و از اهمیت کارتیمی غافل می‌شوند. این حالت نشان‌دهنده این است که این سازمان به‌صورت هدف‌مند اداره نمی‌شود یا نمی‌تواند اهداف و پروژه‌های خود را به صورت سریالی و منطقی، مرتب نماید.

جفری مور در کتاب «گذر از پرتگاه» می‌گوید بسیاری از سازمان‌های قوی چون نمی‌توانند قابلیت‌های محصول خود را محدود کرده و تنها بر قسمت‌های اصلی آن تمرکز کنند، در هنگام معرفی‌اش به بازار با شکست مواجه می‌شوند.

«اغلب با محاسبه‌های خیلی پیچیده و سخت روبه‌رو نیستیم بلکه سازمان باید منظم و هدف‌مند اداره شود؛ اینجاست که ایراد بزرگ‌ترین سازمان‌های تکنولوژی آشکار می‌شود. اغلب این سازمان‌ها در مواقع ضروری سعی می‌کنند تصمیمات سخت را به شکل مبهمی کنار بگذارند. در این صورت بهترین روش، انتخاب یک راه قاطع و مشخص است. آنها باید بتوانند در مواقع لازم به‌سادگی بگویند ما در حال حاضر وقت یا هزینه لازم، برای پیاده‌سازی این قابلیت را نداریم. البته جواب صحیح‌تر این‌گونه خواهد بود: ما در حال حاضر نمی‌خواهیم تحت هیچ شرایطی تصمیمی بگیریم که منجر به توقف فروش و ارائه محصول‌مان شود.»

۶ مزیت کار تیمی در محل کار

۶ مزیت کار تیمی در محل کار

«یک دست صدا ندارد» ضرب‌المثلی است که درون‌مایه آن به مزایای کار تیمی اشاره دارد؛ اما انجام کاری به‌شکل تیمی چه نتیجه‌ای برای‌تان به‌دنبال خواهد داشت؟ فروشندگان معمولا در یک فضای رقابتی سالم در کارشان پیشرفت می‌کنند؛ اما گاهی اوقات انجام کاری به‌شکل تیمی می‌تواند نتیجه‌ای بهتر را برای فروشندگان در حوزه فروش رقم بزند. در ادامه قصد داریم به ۶ مزیت کار تیمی در محل کار اشاره کنیم.

۱. تقویت خلاقیت و یادگیری

وقتی افراد در قالب یک تیم با یکدیگر همکاری کنند خلاقیت افزایش پیدا می‌کند. ایده‌های خارق‌العاده‌ای که نتیجه کار تیمی هستند، مانع از ایجاد دیدگاه‌هایی قدیمی می‌شوند که نتیجه کار انفرادی به‌حساب می‌آیند. ترکیب دیدگاه‌های منحصربه‌فرد هر یک از اعضای تیم، راه‌حل‌های فروش موثرتری را پدید می‌آورند.

آنچه شما از تجربه‌های فردی خود آموخته‌اید، کاملا با آموخته‌های همکارانتان متفاوت است. کار تیمی دانش اشتراکی را در محیط کار به حداکثر می‌رساند و مهارت‌هایی جدید را به شما می‌آموزد که در ادامه فعالیت حرفه‌ای خود می‌توانید از آن‌ها کمک بگیرید.

همکاری در یک پروژه باعث ایجاد اشتیاق برای یادگیری می‌شود که کارهای انفرادی معمولا فاقد آن هستند. توانایی به‌اشتراک‌گذاشتن یافته‌ها با دیگر اعضای تیم، باعث افزایش هیجان شده و دانش فردی و تیمی را تقویت می‌کند.

۲. ترکیب نقاط قوت به‌شکل تکمیل‌کننده

همکاری مشترک این اجازه را به کارمندان می‌دهد که استعدادهای هم‌تیمی خود را بسازند. ممکن است نقطه قوت شما در خلاقیت ذهنی‌تان و قدرت همکارتان نیز مربوط به برنامه ریزی و سازماندهی کارها باشد؛ در این صورت با ترکیب نقاط قوت یکدیگر می‌توانید به نتیجه بهتری در کارتان دست پیدا کنید. از به‌اشتراک‌گذاشتن توانایی‌های خود با همکارتان دریغ نکنید.

یکی از مزایای کارتیمی این است که افراد با تکیه به یکدیگر تمام استعدادهای خود را روی میز می‌گذارند و با این کار بهترین نتیجه ممکن را کسب می‌کنند. به‌مرور زمان یاد می‌گیرید که چگونه به کارآمدترین شکل ممکن مهارت‌های‌تان را به اشتراک بگذارید و با تکمیل یکدیگر تیم قدرتمندتری را تشکیل دهید.

هربار که مشاهده می‌کنید همکاران‌تان از شیوه جدید در فروش استفاده می‌کنند، سعی می‌کنید عملکردتان را بهبود بخشیده و خود را با آن‌ها وقف دهید.

۳. اعتمادسازی

تکیه بر دیگران باعث ایجاد اعتماد می‌شود و کار تیمی نیز روابط محکمی را بین همکاران تشکیل می‌دهد. باوجود برخی از اختلافات گاه‌وبیگاه، یک تیم موثر از همکاری با یکدیگر لذت می‌برند و پیوندی محکم بین آن‌ها برقرار است.

اعتماد به هم‌تیمی‌ها نوعی حس اطمینان را در شما ایجاد می‌کند که باعث می‌شود در لحظات حساس به‌راحتی و در کمال آرامش تصمیماتی درست را اتخاذ کنید. اعتماد درواقع فاکتوری تشویق‌کننده در کار تیمی محسوب می‌شود که روحیه اعضا را نیز افزایش می‌دهد.

بدون اعتماد تیم متلاشی می‌شود و نمی‌تواند در پروژه‌های مشخص‌شده به موفقیت برسد. تیم‌های بزرگ به یکدیگر اعتماد کرده و با تقویت خود گروهی منسجم را تشکیل می‌دهند. با همکاری مشترک، کارکنان می‌آموزند که بردها و باخت‌ها روی کل اعضای تیم تاثیر می‌گذارد. در کارتیمی اعتماد به توانایی‌های خاص افراد، امری ضروری محسوب می‌شود.

۴. آموزش مهارت‌های حل اختلافات و مناقشه‌ها

آموزش مهارت‌های حل اختلافات و مناقشه‌ها - کار تیمی

آموزش مهارت حل اختلاف یکی دیگر از مزایای کار تیمی به‌شمار می‌آید. وقتی گروهی از افراد با توانایی‌ها و اخلاق‌هایی خاص را در یک تیم قرار می‌دهید، بدون شک شاهد اختلافات و مناقشه‌هایی نیز میان آن‌ها خواهید بود.

درحالی‌که این مناقشه‌ها و دیدگاه‌های منحصربه‌فرد تا حد زیادی باعث دریافت نتیجه‌ای موفقیت‌آمیز می‌شوند، اما اگر کنترل نشوند و به‌سرعت افزایش پیدا کنند، امکان دارد منجر به درگیری و ایجاد حس منفی در تیم شوند.

وقتی درگیری و اختلافی در شرایط کار تیمی ایجاد می‌شود، کارمندان مجبور هستند به‌جای روی‌آوردن به مدیریت، خودشان راهی برای حل آن پیدا کنند. درواقع پیداکردن راهی برای حل اختلافات، مهارتی است که کارکنان با استفاده از آن می‌توانند مسیر خود را برای تبدیل‌شدن به مدیرانی کارآمد هموار کنند.

۵. القای حس مهم‌بودن سهم و نقش به کارمند

پروژه‌های تیمی کارمندان را تشویق می‌کنند تا به نقش و سهم خود در گروه افتخار کنند. مقابله با مشکلات و تولید کارهای خوب و به‌یادماندنی در کنار یکدیگر، باعث ایجاد حس رضایت کامل در کارکنان می‌شود. این موضوع که یکی از مزایای کار تیمی به‌حساب می‌آید، منجر به تشکیل حس وفاداری و افزایش میزان رضایت شغلی در افراد تیم می‌شود.

کارتیمی نه‌تنها برای کارمندان، بلکه در درازمدت برای کارفرما نیز مفید است. کارمندانی که به‌شکل مستقیم با شرکت ارتباط برقرار می‌کنند، احتمال بیشتری دارد که در این شرکت بمانند. بیشتر کارمندانی که شغل خود را رها می‌کنند، دلیل این کار را به حقوق پایین و یا عدم احساس مهم‌‌بودن نقش و سهم خود در شرکت نسبت می‌دهند. کار تیمی به افراد اجازه می‌دهد تا با شرکت درگیر شوند و به اهمیت نقش خود پی ببرند.

۶. تشویق به قبول‌کردن ریسک‌های سالم

وقتی یک کارمند کاری را به‌تنهایی انجام می‌دهد، معمولا سعی می‌کند هیچ‌گونه عمل ریسکی را انجام ندهد و به روند معمولی و ثابت کارش ادامه دهد. اگر فردی روی یک پروژه کار کند و پروژه با شکست مواجه شود، آن‌گاه فرد باید تمام مسئولیت شکستش را به‌تنهایی برعهده بگیرد. ممکن است در یک کار تیمی موفق تمام اعتبار به شما داده نشود، اما در صورت شکست‌خوردن نیز تمام مسئولیت شکست روی دوش شما قرار نمی‌گیرد.

یکی از مزایای کار تیمی پذیرش ریسک‌های لازم جهت رسیدن به موفقیت بیشتر است؛ درواقع فرد می‌داند حتی اگر ریسک او با شکست روبه‌رو شود، به کمک اعضای تیم می‌تواند به عقب بازگردد و آن را تصحیح کند.

وقتی ریسک‌تان نیز با موفقیت مواجه شد، باید آن را به تلاش کل تیم نسبت دهید؛ زیرا اگر کل تیم این موفقیت را حس کنند، شاهد بازده بیشتری در کارهای بعدی خود خواهید بود. در بسیاری از موارد مشاهده شده که خطرآفریننده‌ترین ایده‌ها، درواقع بهترین ایده‌ها هستند. کارتیمی به کارمندان اجازه می‌دهد تا با دست بازتر به سراغ ریسک‌‌کردن بروند و با تلاش به نتیجه مثبت برسند.

همیشه به‌یاد داشته باشید که در کارتیمی کلمه «من» هیچ معنایی ندارد. با رسیدن به هر موفقیت تیمی، شاهد افزایش میزان موفقیت فردی نیز در شغل خود خواهید بود. اجازه ندهید طبیعت رقابت تبدیل به یک وسواس فکری و عملی در شغل‌تان شود و روحیه کار تیمی شما را قربانی کند؛ به‌جای آن سعی کنید مناقشه‌ها و اختلافات را کنار بگذارید و با اطمینان با اعضای تیم خود به بهترین ایده‌های ممکن دست پیدا کنید.

مهارت‌های لازم برای کار تیمی کدامند؟

مهارت های کار تیمی کدامند

مهارت های کار تیمی کیفیت‌ها و قابلیت‌هایی است که به شما امکان فعالیت و همکاری بهتر را در زمان گفت‌وگو‌ها، پروژه‌ها، نشست‌ها و دیگر فعالیت‌های کاری می‌دهد. شکل‌گیری مهارت های کار تیمی بستگی دارد به قدرت شما در برقراری ارتباط مؤثر، حضور زنده و مؤثر در گفت‌وگوها، مسئولیت پذیری و صداقت. توانایی‌های اجتماعی دیگر بسیاری وجود دارد که به شما کمک می‌کند تا بتوانید یک همکار منحصربه‌فرد باشید؛ که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت.

مهارت های کار تیمی از بسیاری از دیگر قابلیت‌‌ها و توانایی ‌های شخصیتی حاصل شده است که می‌توان آنها را به مرور تقویت کرد. در ادامه نمونه‌هایی را خواهیم دید که می‌توانند به شما در تقویت توانایی‌های کارتیمی کمک کنند.

معاشرت

قدرت معاشرتِ روشن و کارآمد، یک توانایی حیاتی در کار تیمی است. در هنگام همکاری با دیگران، درمیان‌گذاشتن فکر‌های مرتبط، ایده‌ها و اطلاعات کلیدی با همکاران، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. توانایی‌های معاشرتی بسیاری وجود دارد که می‌توانند شامل مهارت‌های کلامی و غیرکلامی باشند.

احساس مسئولیت

در پویایی کار تیمی، فهم متقابل همکاران از وظیفه‌ای که برعهده آنهاست و تلاش تمام و کمال دو طرف برای تکمیل و به‌سرانجام‌رساندن کار در زمان مشخص‌شده، در حد اعلای کیفیت از اهمیت بالایی برخوردار است.

صداقت

تلاش برای دستیابی به صداقت و شفافیت کامل در کار ممکن است به این معنی باشد که شما مجبور باشید در کار با اختلاف نظرها، توضیح عدم توانایی برای انجام به‌موقع یک وظیفه محول‌شده یا مطرح‌کردن شرایط کاری تازه ناخوشایند، رو‌در‌رو شوید. برای یک تیم کاری ایجاد اعتماد بدون صداقت و شفافیت می‌تواند کاری بسیار دشوار باشد و در نتیجه کار تیمی از کارآمدی لازم به دور خواهد ماند.

گوش شنوا

گوش شنوا - کار تیمی

همچون معاشرت، گوش شنوا می‌تواند به ایجاد صداقت و فهم متقابل بین همکاران منجر شود. گوش شنوا به معنی تمرکز مشتقانه بر افراد در زمان به‌اشتراک‌گذاری ایده‌ها، افکار یا احساسات آنهاست. شما همچنین می‌توانید برای ایجاد ارتباط عمیق‌تر، سوالات مرتبط با موضوع مورد بحث را نیز از فرد مورد نظر داشته باشید.

همدلی

داشتن همدلی با همکاران، باعث خواهد شد تا به درک بهتری از انگیزه‌ها و احساسات آنها دست یابید. اختصاص‌دادن زمان برای گوش‌دادن و فهم افکار دیگران، به شما کمک خواهد کرد تا به روش صحیح با آنها ارتباط و معاشرت داشته باشید.

همکاری

کار تیمی شکل گرفته است تا گروهی از افراد مختلف، با توانایی‌ها و استعدادهای گوناگون و متنوع بتوانند در کنار یکدیگر، برای رسیدن به یک هدف مشترک کار کنند. فعالیت در کنار یکدیگر، اشتراک‌گذاری ایده‌ها، تقویت و حمایت از یکدیگر، برای رسیدن به یک شکل خوب و قوی از یک تیمِ کاری، امری بسیار حیاتی است.

هوشیاری

در کار تیمی، تقویت هرروزه توانمندی‌هایتان برای آگاهی از پویایی‌های گروه بسیار مفید است. به‌عنوان مثال، اگر فردی بر گفت‌وگوها سلطه دارد و اجازه اظهارنظر به دیگران را نمی‌دهد، باید این شرایط به تعادل بازگردانده شود تا همگان بتواند از برابری در محیط کار برخوردار شوند. در عین‌حال، اگر شخصی برای اشتراگ‌گذاری ایده‌های خود، خجالتی یا دودل است، باید شرایطی محیا گردد تا این شخص - و تمامی همکاران دیگر با توانایی‌ها و استعدادهای خاص - برای مشارکت‌کردن، احساس راحتی کامل داشته باشند.

چگونه مهارت های کار تیمی خود را ارتقا ببخشیم؟

چگونه مهارت های کار تیمی خود را ارتقا ببخشیم

هر چند ارتقادادن توانایی‌های شخصیتی مانند کار تیمی می‌تواند زمان‌بَر باشد، اما این کار بدون شک امکان‌پذیر است. در ادامه چندین روش برای پیشرفت و بالابردن مهارت های کارتیمی را بررسی می‌کنیم.

بازخوردهای صادقانه بگیرید

تشخیص نقاط تقویت‌شده در مهارت های کار تیمی برای خودمان کار دشواری است. یافتن یک دوست، همکار یا مرشد که بتواند درباره نقاط قوت و ضعف کار تیمی‌تان به شما بازخوردهای صادقانه بدهد، بسیار مفید خواهد بود.

هدف مشخص کنید

استفاده از مشاهدات شخصی و بازخوردهای دیگران برای رسیدن به یک هدف قابل دستیابی، مرتبط و زمانبندی‌شده، می‌تواند برای ارتقا مهارت های کار تیمی بسیار مؤثر باشد. استفاده از یک چارچوب هدف هوشمند، یک راه ساده برای رسیدن به هدف‌های مناسب در حرفه‌ شماست.

تمرین کنید

برای رسیدن به رشد مورد نظر در توانایی‌های کار تیمی نیاز به صرف زمان و تمرین است. در طول روز به کنش‌ها و واکنش‌های کار تیمی‌تان، داخل و خارج از محیط کار به دقت توجه داشته باشید. در راه رسیدن به توانایی‌های مدنظرتان قدم‌های آگاهانه بردارید.

الگوبرداری از افراد توانمند در زمینه کار تیمی

زمانی که نمونه‌ای از یک کار تیمی خوب می‌بینید، یادداشت بردارید و مشخص کنید که چرا آن نمونه برای شما برجسته بوده است. سپس آن توانایی‌های برجسته را بر مهارت‌های خودتان، در زمان همکاری با دیگران اضافه کنید.

ارتقا مهارت های کار تیمی می‌تواند به شما در شغل‌تان و در زمان جستجو برای موقعیت‌های جدید کمک کند. برای مشخص کردن توانایی‌هایتان و مهارت‌هایی که نیاز به ارتقا دارند، زمان بگذارید. با تمرین و ممارست و البته قدری زمان خواهید توانست توانایی‌ها و مهارت‌های بسیار بالایی در کارتیمی به‌دست آورید.

۷ راه برای ایجاد فرهنگ کار تیمی در محیط کار

۷ راه برای ایجاد فرهنگ کار تیمی در محیط کار

کار تیمی خود به خود به وجود نمی‌آید؛ اما اگر بخشی از فرهنگ محیط کار، افراد، فرآیندها و فرهنگ کلی شود، راحت‌تر به‌وجود خواهد آمد. وقتی که به‌وجود بیاید، محیط کار فضایی سرگرم‌کننده‌تر، پربازده‌تر و خلاقانه‌تر خواهد داشت. در ادامه ۷ راه را معرفی می‌کنیم که باعث ایجاد فرهنگ کار تیمی در محیط کار می‌شوند. به‌خاطر داشته باشید که طوفان فکری جز این لیست نیست.

۱. تقسیم کار

کار تیمی به این معنی نیست که همه افراد، همه کارها را با هم انجام دهند؛ بلکه به معنای سازمان‌یافتگی و تقسیم هر پروژه به قسمت‌های جزئی تشکیل‌دهنده آن است. سپس باید با توجه به تخصص، علاقه و دردسترس‌بودن هر فرد، مشخص شود که چه کسی، چه کاری را انجام خواهد داد. یک مدیر پروژه خوب در انجام چنین فرآیندی، کمک بزرگی خواهد کرد؛ اما اگر چنین شخصی در دسترس نبود، اعضای تیم می‌توانند پای تخته وایت‌برد، بر سر این مسائل با هم به توافق برسند.

۲. کمک خواستن

برای این‌که کاری انجام شود، لازم است که روی وظیفه خود تمرکز کنید و این گزینه را داشته باشید که اگر لازم شد، از افراد دیگر هم کمک بگیرید، این یعنی کار تیمی. پس اگر زمانی به انگیزه، تخصص یا حمایت نیاز داشتید، کمک بگیرید.

۳. با صدای بلند کار کردن

حالا تیم شما سازمان یافته و شما هم در حال انجام وظایف خود هستید. اکنون وقت آن است که با صدای بلند کار کنید! این یعنی بسیار مهم است که افراد تیم در حین پیش‌بردن پروژه، در ارتباط باقی بمانند. اگر در انجام وظایف خود نقاط عطفی داشتید یا در حین کار به مشکلی برخوردید، آن‌ها را با هم‌تیمی‌ها به اشتراک بگذارید و به گوش آن‌ها برسانید. برگزاری جلسات کوتاه و سرپایی که در آن هر فرد یک گزارش غیررسمی و سریع از روند انجام کار خود ارائه می‌دهد، می‌تواند به افراد تیم کمک کند که از پس مشکلات ارتباطی خود برآیند و سرنوشت خود را تغییر دهند.

۴. به‌اشتراک‌گذاری نمونه اولیه

وقتی از هم‌تیمی‌های خود یک راهنمایی یا کمک کلی می‌خواهید، توقع زیادی از آن‌ها نداشته باشید. افراد در محیط کار سرشان شلوغ است و نمی‌دانند کار شما را از کجا شروع کنند. به‌جای آن یک طرح یا نمونه اولیه را با آن‌ها به اشتراک بگذارید تا ببینند کار شما به چه سمت‌وسویی پیش می‌رود و بتوانند کمک‌تان کنند. این طرح را زیاد شسته‌ورفته نکنید؛ همکاران شما وقتی بدانند هنوز در مراحل اولیه کاری هستید و هنوز انرژی و زمان زیادی برای طرح‌تان نگذاشته‌اید، راحت‌تر و آزادانه‌تر نقطه‌نظرات‌شان را بیان می‌کنند. این یکی از بهترین حالت‌های کار تیمی است.

۵. ساخت فرآیند بازبینی

جلسات بازبینی می‌توانند باعث ایجاد تغییرات زیادی در نتیجه شوند. این‌گونه جلسات، یک ویژگی مهم دارد: این‌که یک برنامه، طرح یا گزارش خاص را مرکز توجه قرار می‌دهد و فضایی را برای نقد و بررسی محترمانه کارِ گروه، ایجاد می‌کند. افراد را تشویق کنید که نقش یک «وکیل مدافع» را ایفا کنند و از تمام زوایا سوال بپرسند. انجام این کار در مرحله طراحی و مفاهیم، باعث می‌شود که اعضای تیم در جزئیات و نیازمندی‌هایی به توافق برسند که در غیراین‌صورت، ممکن بود از قلم بیافتند.

۶. حرکت به سمت یک هدف مشترک

اگر بخواهید درون یک تیم باشید، باید با افراد آن تیم هدف مشترکی داشته باشید. بزرگ‌ترین هدفی که برای آن تلاش می‌کنید چیست؟ نقطه عطف بعدی کارتان، چگونه شما را به این هدف نزدیک‌تر می‌کند؟ هرکدام از اعضای تیم چه نقشی را در این مسیر ایفا می‌کنند؟ دانستن این‌گونه مسائل درباره کار و اهداف، سطح کار تیمی شما را ارتقا می‌دهد.

۷. با هم جشن گرفتن

قدر کار هم‌تیمی‌هایتان را بدانید. برای کوچک‌ترین تلاش‌ها و زحماتشان قدردان باشید و از آن‌ها تشکر کنید. هنگامی که به نقاط عطف در مسیر هدف تیم رسیدید، جشن بگیرید.

چگونه با شخصی که تیم‌گرا نیست کار کنیم؟ 

چگونه با شخصی که تیم‌گرا نیست کار کنیم؟ - کار تیمی

آیا با شخصی که تیم‌گرا نیست کار می‌کنید؟ گاهی اوقات این افراد بیش از حد به تکمیل و ارتقا کارهای خودشان توجه دارند یا زمانی که همه افراد تلاش می‌کنند به موعد تحویل کار برسند یا یک ارائه را به کمک یکدیگر آماده نمایند، مشارکتی نمی‌کنند. این اتفاق علاوه بر اینکه آزاردهنده است، می‌تواند بر عملکرد کل گروه نیز اثر بگذارد. برای اینکه این فرد موجب اذیت شما نشود، چگونه با او کار می‌کنید؟ و برای اینکه بیشتر درباره کار تیمی فکر کند، چگونه می‌توانید او را تشویق کنید؟

هنگامی که یک عضو تیم در کار تیمی دچار اهمال کاری می‌شود یا رفتار نادرستی از خود به نمایش می‌گذارد، خطر سرایت اجتماعی وجود دارد که منجر به کاهش روحیه و بهره وری اطرافیان می‌شود. خانم سوزان دیوید، بنیان‌گذار موسسه مربی‌گری هاروارد/ مک‌لین و نویسنده کتاب چابکی احساسی، بیان می‌کند که همه ما سیگنال‌های ظریفی را از دیگران دریافت می‌کنیم که بر روی اعمال و رفتار ما اثرگذار است و به این ترتیب منجر به کاهش کارایی تیم، سطح تعهد و تمرکز بر روی هدف مشترک می‌شود. نادیده گرفتن این مسئله اغلب موجب حادتر شدن آن می‌شود.

الن کوهن، استاد دانشکده مدیریت بابسون و نویسنده کتاب اثر بدون مجوز، معتقد است که اگر افراد وظایفی را که در قبال تیم برعهده دارند انجام ندهند، عواقب منفی زیادی به همراه دارد و هر چه این روند ادامه یابد، موجب عصبانیت دیگر اعضای گروه خواهد شد. در این قسمت به چگونگی همکاری با فردی که تیم‌گرا نیست می‌پردازیم.

  • سریع نتیجه‌گیری نکنیم

به اعتقاد کوهن، فرضیه‌سازی درباره علل رفتار یک فرد حتی در نبود شواهد واقعی، از طبیعت انسان سرچشمه می‌گیرد. او توضیح می‌دهد که نحوه عملکرد مغز ما این چنین است. اما این میان‌بر همیشه ما را به یک نتیجه‌گیری درست هدایت نمی‌کند. کوهن در ادامه بیان می‌کند که به جای آن که تصور کنید یک فرد اهمال کار یا فاقد تعهد است، کمی به جستجو بپردازید. ریشه‌های رفتار یک فرد شما را غافلگیر می‌کند. ممکن است افراد با شرایطی پر از استرس در محل زندگی خود مواجه باشند که در نهایت موجب عدم تمرکز آن‌ها در محل کار می‌شود؛ فشارکاری زیادی را متحمل می‌شوند که شما از آن بی‌خبر هستید یا اینکه اطلاعی از نحوه مشارکت صحیح ندارند. کوهن ادامه می‌دهد: در چنین شرایطی شما از توجیه کردن رفتار این افراد و نادیده گرفتن آن‌ها دوری می‌کنید؛ به ویژه اگر این امر موجب نسبت‌دادن انگیزه‌های بد به آن‌ها شود.

  • مکالمه را ما شروع کنیم

به جای ملامت‌کردن، با سوالات دوستانه به همکار خود نزدیک شوید حتی اگر در موقعیت رهبری آن تیم نباشید. طبق گفته دیوید، این موقعیت را به عنوان فرصتی خوب برای تمرین مهارت رهبری در کار تیمی در نظر بگیرید. پرسش احتمالی می‌تواند چنین باشد: در حال حاضر درگیر چه موضوع دیگری هستید؟ یا چه چیزی به شما انگیزه می‌دهد؟ چنین پرسش‌هایی بینش کافی برای‌ دیدن اتفاقات از دیدگاه آن‌ها را به شما خواهد داد.

  • به یک قهوه دعوت کنیم

 برای ارتباط گرفتن جهت کار تیمی به یک قهوه دعوت کنیم

مشکلات زمانی جدی می‌شود که اعضای تیم، از فردی که مسئولیت پذیری ندارند دوری می‌کنند. پس رهبری را به دست بگیرید و مطمئن شوید که موجب تخریب چهره آن فرد نمی‌شوید. برای شناختن همکار خود سعی کنید او را به صرف قهوه یا ناهار دعوت کنید و جهت تقویت انسجام، چندین همکار دیگر را نیز همراه خود ببرید. تعامل بیشتر، روابط گروهی دوستانه را ارتقا می‌دهد. کوهن معتقد است که رنجیدن از شخصی که بهتر می‌شناسیم، واقعا دشوار است.

  • بازنگری ماموریت تیم

گاهی اوقات یک عضو تیم که بدون تعامل است، ممکن است به عنوان زنگ خطر در نظر گرفته شده و در شناسایی مشکلات اساسی کمک‌کننده باشد و نشان دهد که اوضاع در تیم خوب به نظر نمی‌رسد. کوهن می‌گوید ممکن است مشکل از رویکرد تیم شما باشد یا ماموریت تیم به اندازه کافی واضح نباشد. از این فرصت برای گفتگو با کل تیم درباره اینکه چشم انداز مشترک گروه چه باید باشد و بهترین روش برای رسیدن به آن چیست، استفاده کنید. این وضوح به تقویت درک افراد از هدف و بهره‌وری آن‌ها کمک می‌کند.

دیوید می‌گوید که اکثر مردم هنگام جلسات تیمی بر روی آن‌چه که انجام شده و آن‌چه که انجام نشده است، تمرکز می‌کنند. تیم‌هایی که به پرسش‌های قبلی درباره ماموریت پاسخ نداده‌اند اغلب تمایل دارند به موضوعات فاقد اهمیت مانند؛ آن شخص کارش را انجام نداده است، وارد شوند که منجر به نارضایتی و سرخوردگی می‌شود.

  • شفاف‌ساختن نقش اعضای تیم

مکالمه وسیع‌تر درباره ماموریت، زمان خوبی برای شفاف‌ساختن نقش‌هاست. کوهن تاکید می‌کند: هرگز تصور نکنید که همه افراد به طور کامل از وظایف خود آگاه هستند. ممکن است که یک عضو غیرتیم‌گرا، هیچ درکی از آن‌چه باید انجام دهد نداشته باشد یا درک کمی داشته باشد. بدون آن‌که همکار خود را سرزنش کنید می‌توانید متوجه ابهام و سردرگمی موجود شوید و سپس به شفاف‌ساختن وظایف و موعدهای تحویل اقدام نمایید تا آن‌ها درک بهتری از آن‌چه که مورد انتظار است، به‌دست‌آورند.

  • شناسایی فرصت‌های جدید برای ایجاد انگیزه

اعضای تیم به علت سردرگمی ممکن است نه تنها از تیم فاصله بگیرند؛ بلکه ممکن است وظایفی را که به آن‌ها محول شده است بی‌هدف و کسل‌کننده بیابند.

از سوی دیگر ممکن است خواهان مسئولیت بیشتر یا فرصتی برای رشد مهارت‌هایشان باشند. دیوید بیان می‌کند که اگر چنین موردی رخ داد، درباره وجود نقشی مناسب‌تر برای این شخص در تیم، تامل کنید. به دنبال یافتن راه‌هایی برای انتصاب مجدد آن‌ها، حتی به طور غیررسمی، برای نمایش بهتر مهارت‌های آن‌ها یا ارائه شیوه‌های جدید برای یادگیری، باشید. طبق گفته دیوید، هر کسی تمایل دارد تا حس شایستگی یا تسلط خود را توسعه و نمایش دهد. تعهد به تیم در کار تیمی زمانی رشد می‌کند که اعتماد به نفس هر فرد در نقشی که دارد افزایش یابد.

کوهن بیان می‌کند هنگامی که افراد در کمک و پشتیبانی از هم‌تیمی‌های خود موفق عمل می‌کنند، به شدت برانگیخته می‌شوند. پس آن‌ها را وارد بازی کنید تا به سمت مراتب عالی پیش ‌‌روند و عملکرد بهتری در تیم داشته باشند.

اصولی که باید در کار تیمی به‌خاطر داشته باشید

  • برای درک بهتر دیدگاه همکارتان و دلایل رفتاری وی، درباره علایق، اولویت‌ها و انگیزه‌های او تحقیق کنید.
  • از فرصت به‌دست‌آمده برای بازنگری اهداف تیم استفاده کنید.
  • به دنبال فرصت‌هایی برای استفاده بهتر از مجموعه مهارت‌های خاص اعضایی از تیم که تمایلی به تعامل ندارند، باشید.
  • رفتار همکار خود را قبل از صحبت کردن با او توجیه نکنید.
  • چهره عضو تیم را هنگام پرسش تخریب نکنید. با افزایش تعامل به انسجام گروه کمک کنید.
  • تصور نکنید که همه افراد نسبت به کاری که باید انجام دهند آگاهی کامل دارند. نقش هر نفر را واضح بیان کنید تا افراد آن‌چه را که مورد انتظار است، انجام دهند.

مطالعه موردی شماره ۱: ریشه اصلی مشکلات را نشانه بگیر

از همان ابتدا، وندی پاتریک متوجه شد که همکارش کار تیمی را یاد ندارد. این دو نفر عضو یک پروژه توسعه اجتماعی برای زنان بی‌خانمان و در معرض خطر بودند. اما این شخص دیر سرکار حاضر می‌شد، زود محل را ترک می‌کرد و به سختی با دیگر اعضای تیم تعامل برقرار می‌کرد. رفتار او برای یک پروژه اساسا داوطلبانه بسیار نامناسب بود. وندی به جای اینکه او را یک فرد غیرقابل اعتماد تلقی کند تصمیم گرفت تا ریشه‌های رفتار او را بررسی کند. وندی می‌گوید: گفتگو را با تشکر به علت مشارکت وی شروع کردم و از او پرسیدم که چگونه من و دیگران می‌توانیم تجربه او را در کار با این کمیته افزایش دهیم. در کمال تعجب وندی متوجه شد که همکارش هیچ تصوری از آن‌چه انتظار می‌رود که انجام دهد، ندارد و به همین دلیل از پرسیدن، اجتناب می‌کرد. وندی می‌گوید که او در شرایط دشواری بود و ما ناآگاهی او را به بی‌تفاوت‌بودن تعبیر کرده بودیم. وندی او را در کار گروهی مشارکت داد و خیلی سریع نقشی را که متناسب با علایق و تجارب او بود شناسایی کرد. وندی ادامه داد: یک شب او تبدیل به عضوی شاد و مهربان شد.

مطالعه موردی شماره ۲: چالش‌هایی جدید ایجاد کن

هنگامی که دیو بلوم هماهنگ‌کننده اخبار آخر هفته و سردبیر مجله وابسته به برنامه ABC در West Palm Beach بود، تمام اعضای اتاق خبر را برای جلسه جمع می‌کرد تا نمایش برنامه شامگاه را بررسی کنند. مدیر صحنه، که مسئول مشخصات فنی پخش است، در جلسات عمومی روزانه شرکت نکرد. دیو می‌گوید او در ارائه ایده ناموفق بوده و با دیگر همکاران نیز رفتاری سرد و رسمی داشته است. با گذشت زمان، نگرش ضعیف و عدم تلاش او بر روی کارکنان صحنه و مجری خبر اثر می‌گذارد.

بنابراین دیو تصمیم گرفت نقش‌ها را وارونه کند تا به همکارش اهمیت همکاری در یک تیم را نشان دهد. دیو به جای اینکه جلسات را خودش هدایت کند این وظیفه را به مدت یک هفته به همکارش محول کرد. ایده به این صورت بود که به همکارش نشان دهد یک تیم تنها در صورتی موفق می‌شود که تمام اعضای آن با یکدیگر کار کنند. به عنوان رییس جلسه، مدیر صحنه مجبور بود افکار خود را درباره پخش ارائه دهد، از دیگران نظر بخواهد و مسئولیت حل مسائل روزانه را برعهده بگیرد. تاکتیک دیو موثر واقع شد. مدیر صحنه با داشتن مسئولیت اضافی شکوفا شد. بدیهی است که برای ایجاد انگیزه در مدیر صحنه و نشان دادن اهمیت کار تیمی به وی، نیاز به یک چالش وجود داشت. دیو می‌گوید این اقدام یک تغییر شگفت‌آور بود. مدیر صحنه شروع به ایفای نقش خوبی کرد و چنان موثر بود که دیو نقش رهبری جلسات را هر هفته بعد از ساعت ۱۱ ظهر روز شنبه به او محول کرد.

چگونه می‌توانید اعضای تیم را همراه کنید؟

چگونه می‌توانید اعضای تیم را همراه کنید - کار تیمی

اگر سرپرستیِ گروه یا تیمی را بر عهده دارید، به‌خوبی می‌دانید که ارتباطات در مسیر رسیدن به هدف و مأموریتِ تعریف‌شده نقش مهمی ایفا می‌کنند. در حقیقت، میان اعضای یک تیم باید روابط مبتنی بر اعتماد و صداقت وجود داشته‌باشد؛ با وجود این، بسیاری از ارتباطات به‌راحتی شکل نمی‌گیرند و گاهی زمان بسیاری می‌طلبند؛ بنابراین، اگر کار تیمی وجود دارد، برای جلوگیری از این دست مشکلات، باید به گونه‌ای رفتار کنید که اعضای تیمتان شنوای حرف‌های شما باشند و بتوانید روی آن‌ها اثر بگذارید. این تأثیرگذاری نیز بر رهبری مؤثر شما مبتنی خواهد بود و رفتار شما با اثرگذاری بر آن‌ها می‌تواند مسیر ارتباطات مؤثر را هموار کند. در ادامه، ۷ نکته را بررسی می‌کنیم که با رعایت آن‌ها می‌توانید سبک ارتباطی خود را با اعضای تیم ارتقا دهید و آن‌ها را همراه و هم‌مسیر با اهداف خود کنید.

۱. قابل‌اتکا باشید

وقتی با کارکنان و افراد تیم صحبت می‌کنید، باید صداقت خود را برجسته کنید؛ یعنی باورها و نگرانی‌هایتان را با آن‌ها در میان بگذارید. می‌توانید این کار را با مرور خاطراتتان در زمینه‌ی پیروزی و شکست پروژه‌ها انجام دهید. باور افراد به شما اثرگذاری شما را بر آن‌ها افزایش می‌دهد.

۲. از خودتان شناخت بیش‌تری پیدا کنید

اگر بتوانید بیش‌تر خود را بشناسید (درواقع به خودشناسی برسید)، در این صورت می‌توانید دیگران را نیز بهتر درک کنید و در برقراری رابطه با آن‌ها بهتر عمل کنید. این شناخت که به درک روحیات شما کمک می‌کند، باعث می‌شود که انتظارات خود را بهتر بشناسید و آن‌ها را به افراد تیمتان نیز انتقال دهید.

۳. مشاور و مربی معتمدی باشید

یکی از جنبه‌های مهم دیگر، جلب کردن اعتماد دیگران است. سعی کنید مشاوره‌های خود را در کنار جلب اعتماد افراد تیم انجام دهید. ایجاد حس اعتماد نسبت به خود در افراد دیگر، روابط میان شما و گروه را محکم می‌کند.

۴. مهارت‌های رهبری خود را ارتقا دهید

برای این‌که بتوانید رهبری مؤثری داشته‌باشید، باید شرایط و روحیات افراد تیم را در نظر بگیرید. با سبک های رهبری بیش‌تر آشنا شوید تا بتوانید بر اساس موقعیت، تصمیمات مناسبی بگیرید. مطالعه در این زمینه بسیار اهمیت دارد و به شناخت شما از فضا و روحیه‌ی افراد نیز کمک می‌کند.

۵. ارزش‌های حاکم بر گروه را مشخص کنید

ارتباطات مؤثر و همدلی با دیگران فرهنگ تعهد را در میان اعضای تیم به وجود خواهد آورد. بسیاری از شرکت‌های موفق با ایجاد و اشاعه‌ی ارزش‌ها در میان تیم‌های پروژه، فرهنگ سازمانی منحصر به خود را ترسیم می‌کنند.

۶. تجربیات شخصی خود را به صورت داستان به دیگران انتقال دهید

برای این‌که بتوانید دیگران را متقاعد و خواسته‌های خود را بیان کنید، فقط به اعداد و ارقام اکتفا نکنید. داستان گفتن باعث می‌شود که بسیاری از افراد نکات را بهتر به خاطر بسپارند. بیان تجربیاتِ شخصیِ موفق نیز باعث می‌شود که افراد با شما رابطه‌ی عمیق احساسی برقرار کنند. در واقع، اگر بتوانید الگوی مناسبی برای کارکنان باشید، آن‌ها نیز در کارها همراهی و حمایت بیش‌تری نشان می‌دهند.

۷. تا جایی که می‌توانید در دسترس باشید

یکی از مهم‌ترین مواردی که ممکن است بسیاری از سرپرستان یا رهبران پروژه با آن درگیر باشند، حضور فیزیکی در کنار افراد تیم است. ممکن است درگیری و مشغله‌های زیاد شما را از افراد دور کند، اما تلاش کنید که همیشه به آن‌ها این حس را منتقل کنید که در کنارشان هستید و به کارهایشان توجه دارید. مهارت‌هایی که در نکات قبلی گفته شد، بدون حضور شما و ایجاد حس مهم بودنِ افراد در درونشان، امکان‌پذیر نخواهند بود. ارتباطات مؤثر و همراه کردن دیگران، بدون برقراری ارتباطات مؤثر شکل نمی‌گیرد.

تلاش کنید که به صورت مختصر، زمان‌هایی را به صحبت و سخنرانی اختصاص دهید. صحبت‌ها و گفتن اهداف و ترسیم آینده‌ی مأموریتِ گروه آن‌ها را بیش‌تر دل‌گرم می‌کند و مانند دکمه‌ی ری‌استارت (restart) عمل می‌کند و افراد دوباره انگیزه پیدا می‌کنند.

۱۵ نکته برای کار تیمی بهتر

۵ عنصر کار تیمی موفق

حتما تابه‌حال دقت کرده‌اید که برخی تیم‌ها کار تیمی مؤثر و موفقی دارند اما گروه‌های دیگر در دوران فعالیت گروهی ناکارآمد عمل می‌کنند. کارتیمی در آن واحد عمیقاً ساده و دشوار است و موفقیت یک تیم نیز رابطه مستقیمی با عقاید حاکم بر سازمان آن دارد. برخی عقاید سازمانی از کار تیمی حمایت می‌کنند اما بعضی دیگر چنین نیستند.

به‌همین دلیل است که گروه‌های بسیاری در اجرای صحیح روابط، تعاملات و انجام کارها با دشواری مواجهند. موفقیت آن‌ها به این عوامل بستگی دارد. در واقع ده عامل تأثیری جدی بر میزان موفقیت کار تیم در سازمان‌ها دارند.

افراد فارغ از نوع یا علت وجود گروه، متفاوت‌اند و هر عضو تیم همه ویژگی‌های مثبت و منفی خود را همراهش می‌آورد. بدین ترتیب افراد مختلف با تجربیات زندگی متفاوت، تجربیات کاری غیرمتداول، درجه‌های مختلفی از موفقیت در گروه‌های قبلی و دستاوردهای تیم پیشین کنار هم جمع می‌شوند. این افراد باید علاوه بر پذیرش تفاوت‌ها، در آن واحد برای هم‌گرایی به‌منظور دست‌یابی به هدفی تازه نیز تلاش کنند.

با توجه به پیچیدگی ایجاد تیمی که آگاهانه یا ناخودآگاه دستورالعمل‌ها و هنجارهای تعامل تیمی را پیش ببرد، دست‌یابی به گروهی که مؤثر و عملیاتی عمل کند بسیار شگفت‌انگیز است.

چه در گروهی عضو شوید یا بر کار تیمی نظارت کنید، می‌توانید بر افزایش چشم‌گیر فرصت‌های مشارکت لازم در کار تیمی تأثیر داشته باشید. گروه‌ها می‌توانند با حمایت و پرورش فراتر از حد انتظارتان موفقیت کسب کنند. اجازه ندهید در روند کمک به موفقیت تیم ، چیزی جلوی شما را بگیرد.

اگر از گروه‌های خود انتظار دارید که به بالاترین حد موفقیت خود برسند، باید نیازهای اساسی گروه را بشناسید و این نیازها را برآورده کنید. بدون وجود این اصول، هیچ گروهی به موفقیت نمی‌رسد.

این ۱۵ نکته، محیطی را توصیف می‌کند که وجودش برای موفقیت گروه الزامی است. کار تیمی موفقیت‌آمیز، بنیاد ایجاد گروهی کارآمد و مشارکت‌کننده است.

۱. ارتباطات مؤثر

ارتباطات مفید و مؤثر مهم‌ترین بخش از کار تیمی است. ارتباطات مناسب در تیم، مستلزم به‌روزرسانی لحظه‌ای هرکدام از اعضای تیم است. به یاد داشته باشید هرگز نباید فرض کنید که همه اطلاعات یکسانی با شما دارند. خوب ارتباط برقرار‌کردن به معنای گوش دادن فعال نیز است. با گوش‌دادن به همکارانتان، شما احترامتان را به آن‌ها نشان می‌دهید که روشی ضروری برای ساختن اعتماد متقابل است. ترغیب و تشویق نیز در به ارمغان آوردن بالاترین بازده اعضای تیم، نقش بزرگی دارد. همکاری و دید باز نسبت به ایده‌ها و نظرات نو، یکی دیگر از اجزای ضروری برای به وجود آوردن هماهنگی تیمی است.

۲. واگذاری دقیق نقش‌ها

اعضای تیم‌هایی که به خوبی با یک‌دیگر همکاری می‌کنند، درک متقابلی نسبت به نقاط قوت و ضعف یک‌دیگر دارند. یکی از مزیت‌های کار تیمی قوی، مهارت اعضا و رهبران گروه در شناسایی تمام جنبه‌های یک پروژه و سپردن مناسب‌ترین نقش‌ها و وظایف به هر یک از اعضای تیم است.

۳. بهره‌وری و بازده بالا

اعضای یک گروه قوی و منسجم، سازوکارهایی را توسعه می‌دهند که امکان همکاری و کار تیمی پربازده‌تری را برای به‌پایان‌رساندن پروژه‌ها در زمان مناسب فراهم کند. از طریق کار گروهی، همکاران از توانایی‌های خود، و ظرفیت‌های گروهشان در مجموع، آگاه خواهند شد و به این ترتیب می‌توانند حجم کار را سامان‌دهی کنند.

۴. ایده‌پردازی‌های خلاقانه

‌وقتی که یک گروه به خوبی با هم کار تیمی می‌کنند، همکاران برای بیان نظرات و ایده‌هایشان احساس راحتی بیشتری خواهند داشت. یک گروه با محیط مملو از احترام و اعتماد متقابل، نه تنها زمینه مناسبی را برای خلاقیت بیشتر اعضا فراهم می‌کند، بلکه به جلساتی پربار و سرشار از ایده‌پردازی منتج خواهد شد.

۵. پشتیبانی و حمایت مستمر

تمام محیط‌های کاری سبب به‌وجودآمدن چالش‌هایی خواهند شد اما داشتن یک فضای گروهی مستحکم در محیط کار، می‌تواند برای اعضای تیم به عنوان یک مکانیزم پشتیبانی و حمایتی عمل بکند. آن‌ها می‌توانند به یک‌دیگر در ارتقای عملکردشان یاری برسانند. همچنین کارتیمی خوب، سبب پیشرفت در سطح کیفی حرفه‌ای هر یک از اعضای تیم می‌شود. در هنگام مواجهه با چالش‌های سخت یا زمانی که گروه مجبور می‌شود با از دست‌دادن یکی از اعضای تیم، در حالی که باید به پیشرفت و بهره‌وری ادامه می‌دهد، مواجه شود، ساختن ارتباطات بر اساس اعتماد و اتکا به یک‌دیگر، می‌تواند اهمیت حیاتی‌ای پیدا کند.

۶. شفاف بودن اهداف و مأموریت تیم

شفاف بودن اهداف و مأموریت تیم - کار تیمی

گروه باید اهدافش را متوجه شود و نسبت به دست‌یابی به آن‌ها متعهد باشد. چنین مسیر و توافق آشکاری درباره مأموریت و هدف، برای کار تیمی مؤثر ضروری است. اعضای تیم باید مأموریتی کلی داشته باشند که روی آن توافق شده باشد و دربرگیرنده همه کارهایی باشد که گروه سعی در انجامشان دارد.

نظم و ترتیب گروه هنگامی تقویت می‌شود که سازمان انتظاراتی واضح از کار گروهی، اهداف، مسئولیت و نتیجه داشته باشد.

۷. ترغیب به ریسک‌های معقول 

گروه محیطی ایجاد می‌کند که در آن افراد برای ریسک‌پذیری معقول در تعامل، حمایت از موقعیت و عمل‌کردن احساس راحتی می‌کنند. اعضای تیم به یک‌دیگر اعتماد دارند. اعضای تیم برای مخالفت‌کردن سرزنش و تنبیه نمی‌شوند، بلکه مخالفت موردانتظار است و از آن استقبال می‌شود.

۸. تعامل و ارتباط محترمانه

تعامل و ارتباط با روی باز، صادقانه و محترمانه اتفاق می‌افتد. افراد آزادند تا به بیان افکار، نظرها و راه‌حل‌های احتمالی برای مشکلات بپردازند. افراد چنین حس می‌کنند که صدایشان شنیده شده و اعضای تیم به حرف‌هایش گوش داده‌اند و تلاش کرده‌اند حرفشان را بفهمند. اعضای تیم پرسش‌هایی را برای آشکارشدن موضوع می‌پرسند و هنگام حرف زدن همکارشان به‌جای مخالفت، عمیقاً به حرف‌هایش گوش می‌دهند. اعضا این‌ کار تیمی را با تدوین پرسش‌هایی انجام می‌دهند که آن‌ها را به فهم عمیق‌تری نسبت به دیدگاه هم‌گروهی برساند.

۹. احساس تعهد فراوان

اعضای تیم احساس تعلق فراوانی به گروه دارند. آن‌ها عمیقاً به تصمیمات و اقدامات تعهد دارند. این احساس تعلق هنگامی بهبود می‌یابد و تقویت می‌شود که اعضای تیم زمانی را برای ایجاد هنجارهای گروهی و راهنماهای ارتباطی با هم بگذرانند.

۱۰. منحصربه‌فرد دانستن اعضای تیم

اعضای تیم افراد منحصربه‌فردی دانسته می‌شوند که تجربه‌ها، دیدگاه‌ها، دانش و نظرهایی بی‌همتا دارند. در هر صورت، هدف از تشکیل تیم این است که از تفاوت‌ها استفاده شود. در غیر این صورت هیچ سازمانی برای انجام پروژه‌ها، محصولات یا اهدافش از گروه استفاده نمی‌کرد. در واقع هرچه گروهی دیدگاه‌های متفاوت‌تری را متفکرانه ارائه کند و با اصول و هم‌چنین نظرها آن‌ها را پشتیبانی کند، عملکرد گروه بهتر خواهد بود.

۱۱. بروز هرچه بیشتر خلاقیت و نوآوری

خلاقیت، نوآوری و دیدگاه‌های مختلف در کار تیمی موردانتظار هستند و تشویق می‌شوند. نظرهایی مانند «قبلاً امتحانش کردیم اما موفقیت‌آمیز نبود» و «چه ایده احمقانه‌ای» در کارتیمی یمجاز نیست و حمایت نمی‌شود. اعضای تیم درک می‌کنند که نقطه‌قوتِ وجود گروه در این است که همه اعضا از تنوع و تفاوت‌های خود برای تلاش در راه‌حل مسئله، بهبود روند، رسیدن به هدف یا ایجاد چیزی تازه و جذاب استفاده کنند.

۱۲. مشارکت در بهبود پیوسته

گروه می‌تواند خود را مداوم بیازماید و پیوسته فرآیندها، اعمال و تعامل اعضای تیم خود را بهبود بخشد. اعضای تیم آزادانه درباره هنجارهای گروه و آن‌چه مانع توانایی حرکت روبه‌جلوی آن می‌شود و هم‌چنین پیشرفت گروه در حوزه‌های هزینه، استعداد و راهبرد بحث می‌کنند.

گروه جلسه‌هایی را برای بررسی ترتیب می‌دهد تا روندها و پیشرفت‌های گروه را در حرکت به سمت اهداف و کامیابی در آن‌ها ارزیابی کند. گروه فهم روشنی از پنج مرحله پیشرفت کار تیمی دارد و اعضا می‌دانند که چه‌چیز برای حرکت موفقیت‌آمیز گروه به‌سمت مراحل لازم است.

۱۳. حل مشکلات و تعارض‌های کار تیمی

گروه دارای فرآیندهایی از پیش توافق‌شده برای تشخیص، تحلیل و رفع مشکلات و تعارض‌های کار تیمی است. گروه از درگیری‌ها و ناسازگاری شخصی اعضا و جانب‌داری‌های اعضا حین اختلاف نظرها حمایت نمی‌کند. در عوض، اعضا برای گره‌گشایی متقابل از مشکلات و اختلاف نظرها تلاش می‌کنند.

۱۴. تمرین رهبری مشارکتی

رهبری مشارکتی در مدیریت جلسه‌ها، تخصیص وظایف، ثبت تصمیم‌ها و تعهدها، ارزیابی پیشرفت، مسئولیت‌پذیر نگاه داشتن اعضای تیم و جهت‌دهی به گروه کاربرد دارد. یعنی هر عضو و شرکت‌کننده در گروه باید آگاهانه برای هدایت گروه به‌سوی نتایج و همکاری‌های موفقیت‌آمیز مشارکت کند.

۱۵. تصمیم‌گیری‌های باکیفیت به‌عنوان یک تیم

اعضای تیم با هم تصمیم‌هایی باکیفیت می‌گیرند و برای اجرای تصمیم‌های گرفته‌شده، از پشتیبانی و حمایت گروه برخوردارند. هم‌چنین اعضای تیم از پشتیبانی و حمایت افرادی که به آن‌ها گزارش می‌دهند برخوردارند تا به کامیابی و تعامل در پیشرفت و موفقیت دست پیدا کنند.

۲۵ راه سریع برای افزایش بهره‌وری در کار تیمی

۲۵ راه سریع برای افزایش بهره‌وری در کار تیمی

داشتن فعالیت موثر در کار تیمی بسیار دشوارتر از پیشرفت در انجام وظایف فردی است. شاید شما به‌عنوان یک مدیر یا مدیرعامل از نحوه برنامه‌ریزی، مدیریت و سازماندهی محیط کار خود آگاه باشید؛ اما این تنها شما نیستید که در پروژه‌های مهم سهیم‌اید و برای پیشبرد آن‌ها فعالیت می‌کنید.

موفقیت کسب‌وکار شما به عملکرد کل تیم و توانایی آن‌ها در انجام وظایف خود با کیفیت بسیار عالی، هم در سطح حرفه‌ای و هم در سطح شخصی، وابسته است. کارشناس بهره‌وری جردن کوهن می‌گوید: «در محیط کاری پیچیده و مشارکتی امروز، چالش واقعی این است که علاوه‌بر حجم وظایف شخصی خود، وظایف جمعی را نیز مدیریت کنید.»

شما به عنوان رهبر تیم، باید نوعی فرهنگ شغلی ایجاد کنید که از پیشرفت و استعداد حمایت کند. در ادامه نکاتی برای بهبود کارآیی افراد و افزایش بهره‌‌وری در کار تیمی آورده شده است.

۱. اهداف مشخصی تعیین کنید

کارکردن بدون داشتن یک هدف مشخص، مانند رفتن به سفر بدون نقشه است. شاید بتوانید به مقصد برسید، اما باید زمان بسیار بیشتری صرف کنید. برای ترسیم اولویت‌های اصلی تیم، باید قدمی به عقب بردارید و از خود بپرسید: «هدف نهایی که به دنبال دستیابی به آن هستیم چیست؟»

اهداف، مقاصد و نقاط عطف اصلی کار تیمی را مشخص کنید تا به تیم کمک کنید تصمیم بگیرد کدام وظایف در رده اولویت‌های برتر قرارمی‌گیرند.

۲. اهداف و نتایج کلیدی (OKRs) را تعریف کنید

اهداف و نتایج کلیدی یا همان OKR، تکنیکی محبوب برای تعیین و ابلاغ اهداف و نتایج در سازمان‌هاست. این روش توسط بسیاری از شرکت‌های مشهور فهرست Fortune 500 مانند گوگل، لینکداین، اینتل و توییتر استفاده می‌شود. بنابراین، باید دلیلی برای این‌که این شرکت‌های موفق همگی از OKRها استفاده می‌کنند، وجود داشته باشد.

با تعریف‌کردن سه تا پنج هدف اصلی بلندپروازانه، کیفی، عملی و دارای زمان محدود در سطوح شرکت و تیم، اولین قدم‌ها را در راستای افزایش بهره‌وری در کار تیمی بردارید. به‌عنوان زیرمجموعه هر هدف، تنها سه الی چهار نتیجه قابل‌اندازه‌گیری تعریف کنید؛ و نه بیشتر. اهداف و نتایج کلیدی شما باید در عین چالش‌برانگیزبودن، قابل‌سنجش و دست‌یافتنی باشند.

زمانی که اهداف و نتایج کلیدی تیم خود را تعریف کردید، آن‌ها را روی یک تخته بنویسید و در محیط مشترک تیم قرار دهید، یا حتی پوستری برای آویختن به دیوار دفتر درباره آن‌ها بسازید. هرچه بیشتر معیارهای مهم تجارت را به یکدیگر یادآوری کنید، احتمال دستیابی به آن‌ها بیشتر می‌شود.

۳. فوریت‌ها را بازتعریف کنید

اگرچه مهم است که تمرکز بر اهداف‌تان را حفظ کنید و از واکنش‌های کوته‌بینانه بپرهیزید، اما همچنان باید برای رویدادهای غیرمنتظره آماده باشید. یاد بگیرید فوریت‌هایی را که بهتر است حل نشده رها شوند از شرایط بحرانی که لازم است همه‌چیز را را رها کنید تا آن‌ها را حل و فصل کنید، تشخیص دهید و جدا کنید.

در حین بازتعریف مفهوم فوریت، اهداف بلندمدت و OKRها را به تیم خود یادآوری کنید. اگر یکی از وظایف فوری می‌تواند به شما کمک کند تا به هدف اصلی نزدیک شوید، باید به یک اولویت اصلی تبدیل شود.

۴. انتظارات خود را تصریح کنید

اطلاعات دقیق، تاثیر فراوانی در افزایش بهره‌وری در کار تیمی دارد. این وظیفه مدیر گروه است که اولویت‌ها و انتظارات مربوط به هر نقش را در تیم مشخص کند. آخرین چیزی که تیم به آن نیاز دارد، عضوی است که روز خود را با این فکر شروع کند: «من هشت پروژه دارم که باید روی آن‌ها کار کنم، از کجا شروع کنم؟».

شرط بهره‌وری و کارآمدی کار تیمی این است که همه افراد از نقش خود به‌خوبی آگاه باشند و بدانند که مدیر گروه از آن‌ها چه انتظاراتی دارد. چه بهتر که بتوانید مشارکت‌های فردی را به‌صورت عملی و قابل‌اندازه‌گیری تعیین کنید.

۵. مسئولیت‌های واضح تعیین کنید

در کار تیمی، وظایف و مسئولیت‌ها به‌سادگی با یکدیگر اشتباه گرفته می‌شوند. برای بهبود کارتیمی بهتر است که مسئولیت‌ها و حوزه‌های تخصصی هریک از اعضای تیم را روشن کنید. اما حواس‌تان باشد که جایی برای آزمون‌وخطا باقی بگذارید، زیرا وظایف و پروژه‌ها تا حد زیادی به اهداف اصلی شما بستگی دارند.

وقتی به تیم خود فرصتی برای دسترسی به مشکلات پیچیده به‌وسیله خلاقیت و انعطاف‌پذیری می‌دهید، آن‌ها قادر خواهند بود مهارت‌های خود را با شرایط تطبیق دهند. افزایش بهره‌وری در کار تیمی تا حد زیادی در گرو خلاقیت افراد است.

۶. کار تیمی خود را سازماندهی‌شده نگه‌دارید

کار تیمی خود را سازماندهی ‌شده نگه‌ دارید

یکی از جدی‌ترین اشتباهاتی که ممکن است از یک مدیر سر بزند، این است که عملکرد تیم خود را به شانس واگذار کند. برای این‌که افراد بتوانند به‌طور موثر فعالیت کنند، کار آن‌ها باید به‌صورت پروژه‌ها و وظایف اولویت‌بندی‌شده سازماندهی شود.

سازماندهی در سطح شخصی بسیار ساده‌تر از منظم بودن در کار گروهی است. در ادامه نکات و دیدگاه‌های فراوانی را برای بهبود کار تیمی و مدیریت یک تیم به شما نشان می‌دهیم.

۷. از یک ابزار مدیریت کار استفاده کنید

ابزارهای مدیریت کار به شما در ایجاد، پیگیری و مدیریت پروژه‌های پیچیده و فهرست فعالیت‌های روزانه کمک می‌کنند. اگر دوست دارید بتوانید یک نگاه اجمالی و سریع بر پروژه‌های فعلی تیم، نحوه استفاده از زمان و عملکرد شغلی تیم خود داشته ‌باشید، از یک نرم‌افزار مدیریت که هم مدیریت پروژه و هم گزارش‌دهی را پوشش می‌دهد استفاده کنید.

۸. استفاده از اکسل برای مدیریت کار را کنار بگذارید

زمان عامل مهمی در افزایش بهره وری در کار تیمی است. آیا تاکنون فکر کرده‌اید که چقدر از وقت شما صرف گشتن بین ایمیل‌ها و صفحات گسترده (spreadsheet، صفحاتی در اکسل که اطلاعات و داده‌ها را به صورت جدولی نگه‌داری می‌کنند) برای دستیابی به اطلاعات می‌شود؟

این مسئله حتی بدتر هم می‌شود؛ به گفته Market Watch تا ۸۸ درصد از صفحات گسترده دارای خطا هستند. اکسل ممکن است بهترین نرم‌افزار مدیریت کسب‌وکار در دهه ۹۰ میلادی بوده‌باشد، اما امروزه شما می‌توانید با استفاده از یک ابزار مدیریتی و برنامه‌ریزی نوین، ساعت‌ها در زمان خود صرفه‌جویی کنید.

۹. یک برنامه کاری هفتگی/ماهانه ایجاد کنید

برنامه‌های کاری هفتگی از جهات مختلفی سودمندند: علاوه بر این‌که می‌توانید فعالیت‌های گروه خود را به‌صورت کارآمدتری برنامه‌ریزی کنید، زمان کمتری را نیز صرف بازیابی تمرکز پس از انجام امورات غیرمهم خواهیدکرد.

خود را به برنامه‌ریزی کارها عادت دهید؛ صرف یک ساعت از صبح روز شنبه برای این‌کار، می‌تواند تا پایان هفته شش ساعت در وقت شما صرفه‌جویی کند.

۱۰. لیست مشترکی از کارهای روزانه تهیه کنید

استفاده از لیست وظایف، به این زودی از بین نخواهد رفت؛ اما نحوه ایجاد و استفاده از آن‌ها با ظهور فناوری‌های جدید به‌طرز چشمگیری تغییر کرده و اثری ماندگار بر افزایش بهره‌وری در کار تیمی گذاشته است.

به‌جای نوشتن کارها و وظایف خود روی یک برگه یادداشت یا علاوه‌بر آن، از یک ابزار مدیریت کار برای ایجاد لیست‌های وظیفه مشترک و قابل ویرایش استفاده‌کنید. به‌این‌ترتیب، همه از پروژه‌های آینده، جلسات و وظایف آگاه خواهندبود.

۱۱. به لیست وظایف خود عمل کنید

فرض کنید هر روز هنگامی که محل کار خود را ترک می‌کنید، نگاهی به لیست وظایف خود می‌اندازید و متوجه می‌شوید که موفق شده‌اید تنها ۲۰ درصد از آن‌ها را به انجام برسانید. چنین چیزی برای هرکدام از ما معمولا باعث می‌شود که احساس بدی درباره روز خود داشته ‌باشیم.

از آن‌جا که نمی‌توانید به‌گونه‌ای مدیریت کنید که همه فعالیت‌ها را در یک روز به انجام برسانید، متعهدماندن به لیست وظایف مشترک تیم می‌تواند بسیار دشوار باشد. اما ارزش این تلاش را دارد: با اجرای وظایف به‌ترتیب اولویت، به اهداف کاری با بالاترین نرخ بازگشت سرمایه دست پیدا می‌کنید و باعث رشد سریع‌تر کسب‌وکار خود می‌شوید.

۱۲. کارها و پروژه‌های خود را اولویت‌بندی کنید

کارها و پروژه‌های خود را اولویت‌بندی کنید - کار تیمی

برای ارزشمندتر و مفیدتر شدن لیست وظایفی که ایجاد کرده‌اید، برای هر فعالیت اولویتی تعیین کنید. یک لیست وظایف ارزشمند، افزایش بهره‌وری در کار تیمی را تضمین می‌کند.

همه کارها و پروژه‌هایی را که تیم شما برعهده دارد ارزیابی کنید. آیا آن‌ها در موفقیت طولانی‌مدت شما تاثیر دارند؟ آیا این تاثیر قابل‌توجه خواهد بود یا نسبتا متوسط؟ هزینه‌های جایگزین برای اختصاص زمان به پروژه چیست؟ در این زمان چه کار دیگری می‌توانید انجام دهید؟

از این سؤالات و بینش‌ها برای تعیین اولویت‌های معقول و اطمینان از آگاهی همه از برتری برخی فعالیت‌ها و وظایف، استفاده کرده و برای بهبود کار گروهی تلاش کنید.

۱۳. بیخیال کارهای کم‌اولویت شوید

در اینجا یک چهارچوب ساده برای ارزیابی لیست وظایف و یافتن کارهایی که به‌عنوان یک تیم باید انجام دهید، آمده است. یک جلسه ماهانه برای بررسی پروژه‌های پیش رو برگزار کنید و از تیم خود بخواهید درباره این‌که هرکار چقدر در مسیر موفقیت تیم ضروری است از بین گزینه‌های زیر رای بدهند:

  • اولویت برتر است؛
  • باید امروز انجام شود؛
  • باید طی همین هفته انجام شود؛
  • بهتر است هرموقع زمان اجازه داد انجام شود؛
  • می‌توانیم فعلا آن را رها کنیم.

۲۰ درصد از کارهایی که کمترین تاثیر را در اهداف شما دارند رها کنید، و در ازای آن از اعضای تیم زمان و توجه بیشتری بخواهید.

۱۴. برای کارهای مهم وقت بگذارید

افزایش بهره‌وری در کار تیمی وابستگی زیادی به فعالیت‌های اصلی و مهم تیم دارد. همه ما دوره‌هایی را تجربه کرده‌ایم که وظایفی که باید انجام دهیم بسیار بیشتر از آن‌اند که بتوانیم همه آن‌ها را با کیفیت قابل‌قبولی انجام دهیم. حتی اگر همه کارهای با اولویت متوسط را هم به حالت تعلیق درآورید، شاید باز هم چند ساعت اضافه‌کاری لازم باشد.

روش‌های مختلفی برای ایجاد زمان بیشتر برای کارهای مهم‌تر وجود دارد: برون‌سپاری، محول کردن کارها به افراد دیگر، چند ساعت اضافه‌کاری و... . اما پیش از آن‌که به انجام هرکدام از این راه‌حل‌ها بپردازید، مطمئن شوید که این کار در نهایت زمان بیشتری از شما نخواهد گرفت. به‌عنوان مثال، برون‌سپاری یک کار طراحی کوچک به یک آژانس طراحی خارجی یا یک شخص ثالث، ممکن است زمان زیادی از شما بگیرد زیرا لازم است ابتدا انتظارات و الزامات خود در کار را برای آن‌ها توضیح دهید.

۱۵. پروژه‌های بزرگ را به وظایف کوچک‌تر سرشکن کنید

یکی از ترفندهای شناخته‌شده برای بهبود بهره‌وری این است که کارهای بزرگ را به کارهای کوچک تقسیم کنید، به‌طوری که انجام‌دادن آن‌ها به‌صورت مرحله‌به‌مرحله آسان‌تر شود. این قانون در به‌پایان‌رساندن پروژه‌ها، برای افزایش بهره‌وری در کار تیمی نیز صدق می‌کند.

پروژه‌های پیچیده را به فعالیت‌های نهایتا شش‌ساعته تقسیم کنید و آن‌ها را به اعضای مشخصی از تیم محول کنید. به‌این‌ترتیب همه از مسئولیت‌های خود آگاهند و می‌دانند که فعالیت بعدی‌شان چیست.

۱۶. پیگیر روند پیشرفت کار باشید

یکی از مهم‌ترین بخش‌های مدیریت یک تیم، یافتن روش‌های جدید برای بهبود کار گروهی و کیفیت و نتیجه کار است. پیگیری پیشرفت کار با نرم‌افزارهای مدیریت پروژه آنلاین، روشی ساده و موثر برای برنامه‌ریزی وظایف و علامت‌زدن آن‌ها پس از به‌اتمام‌رسیدن است.

یک گزارش شاخص کیفی عملکرد یا همان گزارش KPI برای کار، می‌تواند اطلاعاتی درباره زمان صرف‌شده برای پروژه‌های مشخص و وظایف به شما بدهد و به بهبود کار گروهی و کارآمدی تیم شما در طی زمان کمک کند.

۱۷. زمان را پیگیری کنید

ثبت صورتی از اعمال تیم و افراد به بهبود انگیزه کمک می‌کند زیرا همه می‌توانند تاثیر کار خود را ببینند. علاوه‌براین، شما قادر خواهیدبود تجزیه‌وتحلیل کنید که کارآمدترین وظایف کدام‌اند و درعین‌حال میزان تعلل را در طول روزهای کاری خود کاهش دهید.

در روند افزایش بهره‌وری در کار تیمی پیگیری زمان نقشی شاید کوچک، اما بااهمیت دارد. ساده‌ترین روش برای پیگیری زمان صرف‌شده در کار، استفاده از یک ابزار زمان‌سنجی ساده است. با شروع کار خواهید فهمید که پیگیری زمان ممکن است دشوارتر از آنچه گمان می‌کردید باشد.

۱۸. درباره ساعات کار منعطف برخورد کنید

شواهد نشان می‌دهند که جوانان امروزه ترجیح می‌دهند خارج از ساعات اداری سنتی کار کنند. این که افراد بتوانند در زمانی که برای آن‌ها راحت‌تر است کار کنند، می‌تواند به‌طور بالقوه عملکرد کلی تیم را افزایش دهد. البته مطمئن شوید که یک سیستم پیگیری زمان یا عملکرد برای ارزیابی عملکرد کار تنظیم شده باشد.

اگر مطمئن نیستید که ساعات کار انعطاف‌پذیر در تیم شما نتیجه‌بخش خواهد بود یا نه، پیش از آن‌که تبدیل به یک عادت همیشگی شود آن را برای یک ماه به‌صورت آزمایشی اعمال کنید.

۱۹. محیط کاری مبتنی بر نتایج را امتحان کنید

مفهوم محیط کاری مبتنی بر نتایج یا (Result-Only Work Environment) به این معنی است که فعالیت اعضای تیم به‌جای حضور فیزیکی در یک دفتر یا تعداد ساعات کار، براساس عملکرد، نتایج و بازده آن‌ها ارزیابی شود. روش ROWE آزادی زیادی در مدیریت زمان و کار به اعضای تیم می‌دهد و می‌تواند موجب افزایش بهره‌وری در کار تیمی باشد.

بسیار مهم است که برای ارزیابی کار گروهی تیم خود، اهداف واضح و قابل‌اندازه‌گیری تعیین کنید تا حتی با انعطاف‌پذیری بسیار زیاد، گروه همچنان به دستیابی به اهداف خود متعهد باشد.

۲۰. تمام جلسات خود را برنامه‌ریزی کنید

تمام جلسات خود را برنامه‌ریزی کنید - کار تیمی

افراد همیشه وظایف و جلسات خود را فراموش می‌کنند. اگر می‌خواهید مطمئن شوید که همه به‌موقع در جلسه حضور پیدا کنند، تمام جلسات را در یک تقویم تیمی مشترک برنامه‌ریزی کنید.

با حضور به‌موقع همه اعضای تیم، می‌توانید در وقتی که باید در انتظار رسیدن آخرین نفر تلف شود، صرفه‌جویی کنید. درباره اهمیت حضور به‌موقع در جلسات تیم با آن‌ها گفتگو کنید تا بدانند که این موضوع در موفقیت طولانی‌مدت شرکت چقدر مهم است.

۲۱. جلسات را طولانی نکنید

۹۹ درصد تیم‌ها مرتکب این اشتباه می‌شوند: جلسات را برگزار می‌کنند، فقط چون احساس می‌کنند باید این کار را انجام دهند. به این موضوع فکر کنید که گذراندن یک ساعت جلسه با بیست نفر، به اندازه بیست ساعت کار هزینه دارد. این یعنی هر  جلسه هزینه زیادی برای شما خواهدداشت. اگر جلسات را کارآمدتر برگزار کنید اما به جای ۶۰ دقیقه، ۴۵ دقیقه طول بکشد، صرفه‌جویی قابل‌توجهی در زمان کرده‌اید. صرفه‌جویی در زمان اثر مثبت قابل‌توجهی در افزایش بهره‌وری در کار تیمی خواهد داشت.

۲۲. برنامه مشخصی برای جلسه داشته باشید

پیش از شروع جلسه تیم، برنامه مشخصی برای بیان موضوعات مورد بحث تنظیم کنید. حتی می‌توانید برای پرداختن به هر ایده یک بازه زمانی تعیین کنید و با پایان زمان مشخص‌شده به‌سراغ موضوع بعدی بروید. به‌این‌ترتیب، اعضای تیم شما فقط مهم‌ترین افکار و ایده‌ها را بیان و درباره آن‌ها گفت‌وگو می‌کنند.

از دیدن این‌که بهره‌وری کار گروهی در یک تیم سازماندهی‌شده چقدر بیشتر است، شگفت‌زده خواهید شد. یک روش عالی دیگر برای پربارترکردن جلسات تیم، این است که محتوای جلسه را از قبل در اختیار اعضا قرار دهید. این‌کار باعث می‌شود بخش توضیحی جلسه بسیار کوتاه‌تر شود و زمان بیشتری برای گفت‌وگو و همکاری داشته ‌باشید.

۲۳. تعطیلات را در برنامه‌ریزی تقویم کاری در نظر بگیرید

همه ما ممکن است از کارکردن خسته شویم. تحقیقات نشان می‌دهند داشتن یک مقدار قابل‌پیش‌بینی از تعطیلات، باعث بهبود کارایی گروه و روحیه آن‌ها می‌شود زیرا همه افراد در تیم آرامش بیشتری پیدا می‌کنند.

علاوه‌براین، استراحت تاثیر قابل‌توجهی در خلاقیت افراد دارد. از تقویم مشترک تیم برای برنامه‌ریزی زمان صرف ناهار یا پیاده‌روی استفاده کنید. هرچه بیشتر افراد را به استراحت ترغیب کنید، سطح رضایت شغلی و سلامت آن‌ها بیشتر می‌شود و شما نیز به افزایش بهره‌وری در کار تیمی یک قدم‌ نزدیک‌تر خواهیدشد.

۲۴. ارتباطات آزادانه را تشویق کنید

نشان‌دادن بهترین واکنش در برابر تمام تغییراتی که روی پروژه اعمال می‌شود، ماموریتی است که حتی کارآمدترین اعضای تیم هم نمی‌توانند به‌طور کامل از عهده آن برآیند. افراد را تشویق کنید که در چنین مواقعی از سایر اعضای تیم مشاوره بگیرند و یا با روی باز به دیگران مشاوره بدهند.

یک راه خوب برای این‌که اطلاعات گسترده شرکت برای همه بخش‌ها و تیم‌ها قابل‌دسترسی باشد، این است که از نرم‌افزارهای تلفیقی به‌جای چندین ابزار با ویژگی‌های جداگانه استفاده کنید.

۲۵. نمونه باشید

اگر خودتان را باور نکنید، هیچکس دیگر نیز شما را باور نمی‌کند. به‌عنوان مدیر تیم، این وظیفه شماست که به‌وسیله رفتارهای‌تان، معتبر به‌نظر برسید.

در اختصاص زمان به کارهایی که انجام می‌دهید باهوش باشید؛ جلساتی که در آن‌ها شرکت می‌کنید، ایمیل‌هایی که باید به آن‌ها پاسخ دهید، پروژه‌هایی که با آن‌ها درگیر هستید، و... . این وظیفه مدیر تیم است که قوانین و محدودیت‌ها را تعیین کند، و خود با رعایت‌کردن آن‌ها کارآیی‌شان را به اعضا ثابت کند.

افزایش بهره‌وری کار تیمی مسیری پویا است

ما در جهان گسترده‌ای زندگی می‌کنیم که در آن هیچ دو نفری کاملا شبیه به‌هم نیستند. بعضی افراد برای بهترکارکردن نیاز به یک مسافرت دارند و برخی دیگر در منزل خود احساس راحتی بیشتری برای انجام کارها دارند. بعضی‌ صبح‌ها بهتر کار می‌کنند و بعضی شب‌ها. مدیر تیم باید بتواند این تفاوت‌ها را درک و از آن‌ها در جهت دستیابی به اهداف استفاده کند. وقتی به‌تازگی عهده‌دار مدیریت یک تیم شده‌اید کار به‌مراتب سخت‌تر است؛ اما تلاش کنید با گذشت زمان به شناخت کافی نسبت به همه اعضای تیم خود برسید و بتوانید تیم را به بهترین حالت خود نزدیک‌تر کنید.

مشکلات کار تیمی و راهکارهای مقابله با آنها

مشکلات کار تیمی و راهکارهای مقابله با آنها

کار تیمی ، به علت طبیعتش، ممکن است گاهی با مشکلاتی مواجه شود مثلا اعضای تیم احساس کنند زیاد مؤثر نیستند یا با هم تیمی ها مشکل پیدا کنند. این قضیه می‌تواند تأثیر منفی بر عملکرد تیم و توانایی‌های اعضای تیم داشته باشد.

۱. تمام‌نشدن کارها در موعد مقرر

برای اینکه مطمئن شوید کارها طبق برنامه‌ ریزی پیش می‌رود توجه به موارد زیر مفید خواهد بود:

  • جدول زمانی طراحی کنید که مورد توافق همه اعضا باشد
  • از همه اعضا بخواهید گزارشی از کارهای که انجام داده‌اند در هر جلسه ارائه کنند
  • هنگامی که ضرورت داشت به هم دیگر کمک کنید تا کارها کامل شود

۲. ارتباط غیر موثر

برای اطمینان از ارتباط موثر بین اعضا موارد زیر کمک خواهد کرد:

  • موضوعات مشخصی که ممکن است ارتباط موثر بین اعضا را تحت تاثیر قرار دهد مشخص کنید
  • تصمیم بگیرید چنین موضوعاتی را چگونه حل کنید: برای مثال اگر بین اعضا کژفهمی رویداده است روشن کردن بحث بسیار مفید خواهد بود

۳. کشمکش بین هم‌تیمی‌ها

برای مطمئن شدن از اینکه اختلاف نظر بین اعضا به صورت موثری حل می‌شود مهم است که:

  • به ایده های دیگر اعضای تیم احترام بگذارید؛
  • نشان بدهید که به نظرات دیگر اعضا توجه می‌کنید و اگر جای مخالف بودید، مخالفت خود را به صورت کاملا مودبانه و محترمانه ابراز کنید؛
  • بدانید که کار کردن در تیم نیازمند مقدار زیادی مذاکره و مصالحه است؛
  • اگر اختلاف نظر بالا گرفت جلسه را قطع کنید و تصمیم گیری را به جلسه بعد موکول کنید.

برای موفقیت باید اعتقاد داشته باشیم در کار تیمی چیزی بیشتر از حالت فردی رخ می‌دهد.

۴. شخصیت‌های سلطه‌طلب

برای اطمینان از اینکه یک فرد خاص بر بحث‌های گروه مسلط نشود باید:

  • محدودیت زمانی برای سخنرانی افراد تعیین کنید
  • مطمئن شوید هر کدام از اعضا زمانی برای ارائه نظراتش، بدون هیچگونه اختلالی، دارد
  • به همه اعضا خاطر نشان کنید که مهم است که به نظرات هم توجه کنند و ابراز عقیده کنند

۵. ناتوانی در تمرکز بر کار

برای اطمینان از تمرکز اعضا بر روی کار توجه به موارد زیر مهم است:

  • کارهای مشخصی را برای هر قسمت از زمان‌تان مشخص کنید
  • اول کارهایتان را انجام دهید بعد برای نهار بروید

۹ مثال کار تیمی الهام‌بخش

۹ مثال الهام‌بخش از کار تیمی

زندگی در دنیایی که در آن به افراد سخت‌کوش، خودساخته و مبتکر احترام ویژه‌ای گذاشته می‌شود، باعث شده که افراد همچنان به مفهوم «من» در کار تیمی اهمیت بیشتری بدهند. اما باید در نظر گرفت که حتی افرادی با بیشترین اعتمادبه‌نفس نیز در تنهایی و جدا از سایرین کار نمی‌کنند و از سایر افراد به‌عنوان وسیله کار استفاده می‌کنند. در حقیقت هر کار بزرگی چه ساخت اهرام ثلاثه در مصر و چه موفقیت‌های تجاری شرکت اپل در بازار جهانی روی پایه‌ای به نام کار تیمی بنا شده‌اند. در ادامه ۹ مثال دست‌چین‌شده از  کارتیمی تامل‌برانگیز را با هدف مشخص ‌شدن ارزش کار تیمی در طول تاریخ و مستند کردن تاکید ما بر روی کار تیمی بیان می‌کنیم؛ به این امید که با مطالعه این مثال‌ها نشان دهیم کارتیمی در هر شرایطی قابل انجام است و شما را با مهم‌ترین مزایای کارهای گروهی آشنا کنیم.

۱. اجرای زنده گروه بیتلز در هامبورگ

گروه موسیقی بیتلز از مشهورترین گروه‌های موسیقی شناخته‌شده در جهان است. در دهه ۶۰ میلادی گروهی از پسران اهل لیورپول با تشکیل باند بیتلز سبک جدیدی از موسیقی را به دنیا معرفی کردند. سبک موسیقی بیتلز به‌قدری پیشرفت کرد که می‌توان آن را نشانه یک دوره خاص در تاریخ دانست؛ سبکی که همچنان الهام‌بخش فعالان دنیای موسیقی است. برای بررسی دلایل موفقیت این گروه باید دلیل موفقیت را در گذشته و جایی دورتر از لیورپول جست‌وجو کنیم.

جورج هریسون یکی از اعضای تیم در کتابی که تحت عنوان «داستان بیتلز» منتشر کرده می‌گوید: اوایل دهه ۶۰ و زمانی که هنوز موج محبوبیت بیتلز اروپا را نگرفته بود و حتی قبل از اولین اجرا در رادیو، اعضای تیم در قالب نوازنده‌های تازه‌کار در کافه‌ای در هامبورگ برای مشتریان موسیقی زنده اجرا می‌کردند. اعضای تیم ساعت‌ها تمرین می‌کردند تا بتوانند یک آهنگ ۳ دقیقه‌ای را به یک قطعه ۲۰ دقیقه‌ای قابل ارائه تبدیل کنند.

معجزه اصلی گروه بیتلز تمرین‌های مداوم و کار در کنار یکدیگر بود که باعث شد این چهار پسر جوان یاد بگیرند نه به‌عنوان چهار نوازنده بلکه همه به‌عنوان یک واحد موسیقی اجرا کنند. این توانایی کار تیمی و همکاری بود که درنهایت باعث شد توانایی اعضای تیم در ترانه‌نویسی خود را نشان دهد.

۲. معجزه روی یخ

پیروزی غیرمنتظره گروه هاکی آمریکا در مسابقات المپیک زمستانه سال ۱۹۸۰مقابل شوری در آمریکا با نام معجزه روی یخ شناخته می‌شود. نام معجزه روی یخ بدون دلیل انتخاب‌نشده است. برای سال‌ها تیم هاکی شوروی قهرمان بی‌چون‌وچرای مسابقات این رشته بود و هاکی در آمریکا همیشه در اولویت دوم یا سوم مردم قرار داشت، اما در سال ۱۹۸۰مایک ارزیون کاپیتان ۲۵ ساله تیم آمریکا قصد داشت هرطور که شده و با غلبه بر تمام سختی‌ها ازجمله تیم قدرتمند شوروی مدال طلا را به کشورش ببرد. داستان قهرمانی آمریکا در این رقابت‌ها یک نمونه از کار تیمی تامل‌برانگیز است که ارزش کار گروهی را نشان می‌دهد.

ارز یون از زمان بچگی هیچ‌گاه خود را در قامت یک ستاره نمی‌دید و فکر می‌کرد توانایی کار تیمی و بازی در تیم را دارد. این اعتقاد ارزیون به کارتیمی و اینکه نقش کل گروه از توانایی‌های یک فرد مهم‌تر است باعث شد که حتی دوره کالج او را به تیم دوم تبعید کنند چراکه معتقد بودند ارزیون در تمرینات به‌اندازه کافی به خودش فشار نمی‌آورد و نقش یک بازیکن را به‌خوبی درک نکرده است، حتی به او گفته بودند که بیش‌ازاندازه به نظرات خودش اطمینان دارد و مناسب این ورزش نیست.

بااین‌حال این روحیه کار تیمی و احترام او به هم‌تیمی‌هایش بود که باعث شد احترام سایرین را به‌دست آورد و کاپیتان تیم ملی شود. در تیم ملی ارزیون متوجه شد که بازیکنان تیم جاه‌طلبی‌های شخصی زیادی دارند و باید این جاه‌طلبی‌ها و نظرهای شخصی را کنار بگذارند تا بتوانند به‌عنوان یک گروه و یک واحد به موفقیت برسند. درنهایت همه اعضای تیم معتقد بودند که در کار بزرگی شریکند و هرکس نقش مهمی در تیم ایفا می‌کند. حتی دروازه‌بان ذخیره تیم، استیو یانازاک، هم که در طول مسابقات در زمین حاضر نشد به‌اندازه تمام هم‌تیمی‌هایش در تیم قهرمان ۱۹۸۰نقش مهم و کلیدی داشت.

۳. فرود آپولو ۱۱ روی ماه

فرود آپولو ۱۱ روی ماه - کار تیمی

یکی از تاریخی‌ترین نمونه‌های کار تیمی مأموریت آپولو ۱۱ و فرود روی سطح ماه است. درحالی‌که همه دنیا روی نیل آرمسترانگ، باز آلدرین و مایکل کالینز سه فضانورد این فضاپیما که دو نفر اول روی سطح ماه قدم گذاشتند تمرکز کرده بودند. آرمسترانگ کسی بود که بیشتر از سایرین در ذهن‌ها ماند و همیشه به‌عنوان اولین انسانی که روی ماه قدم نهاد با جمله معروف: «یک‌قدم کوچک برای انسان و یک جهش بلند برای بشریت» از او یاد می‌شود.

بااین‌حال پشت این مأموریت عظیم و مهم گروه‌های بزرگی از افراد سال‌ها تلاش کردند تا ناممکن را ممکن کنند. گروه مدیریت مأموریت برای  دو سال مشغول مطالعه و بررسی سطح ماه بودند تا بهترین نقطه را برای فرود فضاپیما مشخص کنند. طبق گفته ناسا حدود ۴۰۰ هزار نفر از مهندسین، دانشمندان و تکنسین‌هایی که هیچ‌گاه در زمینه هوافضا کار نکرده بودند، در کنار هم کار کردند تا فرود روی ماه میسر شود. خود فضانوردان نیز شخصاً با بسیاری از این افراد همکاری کردند تا پروژه به منسجم‌ترین حالت ممکن به سرانجام برسد. کار تیمی و ارتباطات انسانی جریان حیاتی این پروژه بود.

۴. ویکی‌پدیا

دنیای دیجیتال براساس کار تیمی معنا می‌شود. ویکی‌پدیا رسانه‌ای است که بیشترین میزان کار تیمی را می‌توان در آن دید. ویکی‌پدیا به‌عنوان کتابخانه اینترنت سایتی است که هرکس در زمان سوال به‌عنوان اولین منبع به سراغش می‌رود.

درگذشته دائره‌المعارف‌هایی داشتیم که هرچندسال یک‌بار به‌روزرسانی می‌شدند. یکی دیگر از مشکلات این کتاب‌ها این بود که متن چاپ‌شده امکان تغییر نداشت و اگر قسمتی از آن به نظر شما درست نبود یا با آن مشکلی داشتید باید نظر خود را برای ویراستار ارسال می‌کردید تا در نسخه بعدی نظرتان منعکس شود.

اما ویکی‌پدیا به کمک ارتشی از نویسندگان که به‌صورت داوطلبانه منابع و مراجع هر نوشته را مشخص می‌کردند کل این مفاهیم را دستخوش تغییر کرد. حجم عظیم و مؤثر کار تیمی‌ای که در این وب‌سایت انجام می‌شود ازنظر اندازه غیرقابل درک است اما به طرز معجزه‌آسایی به‌خوبی کار می‌کند. شاید در ویکی‌پدیا ایراداتی وجود داشته باشد اما ساختار دقیق و مؤثر سایت باعث می‌شود این ایرادات خیلی سریع اصلاح شود؛ چراکه در حالت کلی هرکسی که به این سایت وارد می‌شود در پیشرفت و اصلاح آن سهیم است.

۵. توسعه استارباکس

استارباکس یک برند شناخته‌شده جهانی در صنعت تغذیه است. امروز در هر محله یک مغازه فروش قهوه استارباکس وجود دارد. شاید باورپذیر نباشد اما استارباکس همیشه این‌قدر موفق نبوده است. درواقع در ابتدای کار موفقیت این کافی‌شاپ‌های زنجیره‌ای در هاله‌ای از ابهام قرار داشت. در اوایل دهه ۹۰آقای هاوارد شولتز مدیرعامل استارباکس تصمیم گرفت چندصد شعبه جدید در سراسر آمریکا افتتاح کند اما در آن زمان این تصمیم منجر به موفقیت نشد.

ایده گسترش شرکت مشکلات جدید را به‌وجود آورد که مهم‌ترین آن‌ها سرویس خدمات مشتریان و ارتباط بین رده‌‌های مختلف کارکنان شرکت بود. شاید در فروشگاه‌های استارباکس قهوه‌های خوبی آماده می‌شدند اما روابط مشتریان با سرویس خدمات مشتریان و ارتباط اعضای مختلف مشترک با هم حتی از قهوه‌های روز قبل هم سردتر بود.

در ۱۹۹۵ هاوارد بهار مدیر شرکت استارباکس شد و با توجه به ارزش کار تیمی پیشرفت‌های زیادی را در روند کلی شرکت ایجاد کرد. آقای بهار یک راه و روش جدید در شرکت استارباکس ایجاد کرد تا نیازهای کارمندان به بهترین شکل برطرف شود و رضایت کارکنان شرکت بالا رود؛ در نتیجه کارکنان استارباکس نیز با حس بهتری به کار پرداختند و خدمات بهتری به مشتریان ارائه دادند. درواقع آقای بهار معتقد بود استارباکس شرکت فروش قهوه نیست بلکه هدف اصلی آن‌ها ایجاد تجربه‌ای مثبت و لذت‌بخش برای مشتری است. درنهایت هاوارد بهار ماموریت یافت تا روابط بین کارمندان را بهبود ببخشد و آن‌ها را به سمت انجام کار تیمی مؤثر هدایت کند.

۶. عملیات روز دی

عملیات روز دی یا هجوم به سواحل نورماندی که منجر به بازپس‌گیری فرانسه از دست نیروهای آلمان نازی شد مسیر جنگ جهانی را به‌کل عوض کرد. موارد زیادی در این عملیات دخیل بودند که منجر به موفقیت شدند. پشتیبانی لجستیکی عملیات که به متفقین اجازه داد تعداد زیادی سرباز را تجهیز کرده و آماده مبارزه کنند؛ آن هم در شرایطی که کل عملیات به‌صورت محرمانه و مخفی انجام شد. درنهایت این کار تیمی و هماهنگی فوق‌العاده متفقین بود که منجر به یک پیروزی بزرگ استراتژیک شد.

بر اساس کتاب (روز دی نبرد نورماندی) نوشته آنتونی بیور: سواحل نورماندی که محل اصلی وقوع حمله بود توسط انواع تله‌های انفجاری، موانع آهنی و سیم‌های خاردار محافظت می‌شد. بااین‌حال این نیروهای پاک‌سازی بودند که راه را در ساحل برای سایر نیروها باز کردند. نبرد نورماندی تلفات سنگینی داشت اما اگر به‌خاطر جان‌فشانی و ازخودگذشتگی نیروهای پاک‌سازی، که خود را مقابل آتش قرار می‌دادند، نبود تلفات می‌توانست خیلی سنگین‌تر باشد.

در روز ششم ژوئن و در جریان نبرد نورماندی افراد زیادی از ژنرال‌ها تا سربازان با ازخودگذشتگی مقابل نیروهای آلمانی قرار گرفتند. دلیل شجاعت و فداکاری این نیروها کار تیمی بود. حرکت در قالب یک گروه و اعتقاد به هدفی والاتر از اهداف شخصی باعث شد سربازان در این نبرد شجاعانه خود را مقابل تیر دشمن قرار دهند. در حال حاضر این غیرممکن است که بتوان درک کرد سربازان چگونه خود را در شرایط نبرد قرار دادند اما نباید فراموش کرد که کار گروهی باعث می‌شود انسان‌ها از جنبه‌های زیادی پیشرفت کنند.

۷. حماسه ایلیاد

این شاهکار ادبی در قرن ۸  پیش از میلاد توسط هومر نوشته شد. داستان منظومه ایلیاد از نظر تاریخی محل شک است و مورخان به نتیجه قطعی نرسیده‌اند که آیا نبرد تروی در واقعیت نیز اتفاق افتاده است یا نه. اما از آنجایی‌که ایلیاد جد بزرگ تمام داستان‌های کار گروهی است در این نوشته به آن اشاره شده است.

از یک منظر ایلیاد نشان می‌دهد که کار تیمی چقدر مشکل است و از طرف دیگر در مسیر رسیدن به موفقیت چقدر لازم و حیاتی است. در این داستان روش‌های زیادی که منجر به شکست شده‌اند بیان شده و درنهایت مسیر باریک منتهی به پیروزی، که از طریق کارتیمی است، بیان شده است. در جریان جنگ تروی، آگامنون، شاه یونانی‌ها، به آشیل بهترین جنگ‌جوی خود بی‌احترامی می‌کند و مشخصا این اختلاف بین دو متحد منجر به بی‌نظمی‌ها و درگیری‌های زیادی می‌شود که درنهایت به یک پایان تراژدیک می‌انجامد. حماسه ایلیاد داستان گسترده‌ای است و خلاصه‌کردن آن تنها به‌عنوان یک مثال از کار تیمی صحیح نیست. بااین‌حال این داستان مفاهیم زیادی را در خصوص اهمیت کار تیمی به حماسی‌ترین شکل ممکن بیان می‌کند و ارزش احترام‌گذاشتن به‌کل گروه و عدم خودخواهی را بیان می‌کند.

۸. داستان‌های کمیک شرکت مارول و  پیشرفت آنها

در اینجا قصد نداریم در خصوص همکاری و کار تیمی ابرقهرمانان این شرکت مثل داستان‌های انتقام‌جویان، مردان ایکس و یا چهار شگفت‌انگیز صحبت کنیم.  بلکه قصد داریم در خصوص نویسنده‌های ابرخلاقی که این داستان‌ها را به‌وجود آورده‌اند صحبت کنیم.

نویسنده‌های مشهوری همچون استن لی با ایده‌های جذابی به سراغ طراحانی مثل جک کربی طراح شخصیت‌های هالک و کاپیتان آمریکا یا استیو دتکو طراح مرد عنکبوتی و دکتر استرنج می‌روند و ایده‌های خود را شرح می‌دهند. درنهایت این طراح‌ها طرح اولیه‌ای از تصویر ذهنی نویسنده خلق می‌کنند و این طرح‌ها را به دست نقاشان می‌رسانند تا با رنگ‌آمیزی به قهرمانان جان دهند. و درنهایت داستان به چاپخانه فرستاده شده و پس از چاپ انبوه به تولید می‌رسد. هریک از این مراحل باید به‌دقت با مشارکت همه طرفین برنامه‌ریزی شود. برای ایجاد شخصیت‌های جذاب و پیشرفت این شخصیت‌ها در طول زمانی همفکری، همکاری و در یک‌کلام کار تیمی بین نویسنده، طراح و همه اعضای تیم یک امر ضروری است. کار تیمی، که مثل روغن‌کاری چرخ‌دنده‌هاست، باعث می‌شود همه اعضای تیم بتوانند به‌خوبی کنار یکدیگر کار کنند.

۹. قانون اساسی آمریکا

قانون اساسی آمریکا سند بنیادین دموکراسی این کشور است. در زمان نوشتن این قانون آمریکا از  ۱۳ ایالت مستقل تشکیل شده بود و هیچ حکومت مرکزی‌ای در آن وجود نداشت. در آن زمان خطر فروپاشی این کشور را تهدید می‌کرد. درنهایت با توجه روح کار تیمی همه ۱۳ ایالت تصمیم گرفتند با همدیگر قانونی یکسان را که مورد توافق است تصویب کنند.

مسائلی مثل طول دوره ریاست جمهوری که امروزه در آمریکا به‌طور بدیهی به نظر می‌آیند، در آن زمان مورد بحث قرار گرفتند. نمایندگان ایالت‌ها ۴ ماه با یکدیگر بحث کردند تا درنهایت در روز ۱۷ سپتامبر سال ۱۷۸۷ میلادی تمام ۳۹ نماینده سند تاریخی قانون اساسی آمریکا را امضا کردند. این پایان کار نبود و امروزه نیز به‌صورت سالانه مردم به نماینده‌های خود رأی می‌دهند تا در مجلس در خصوص قوانین بحث کنند. اما نمایندگان در سال ۱۹۸۷ کار خود را به‌خوبی انجام دادند و قانون اساسی آمریکا را تصویب کردند تا کشوری یکپارچه و متحد داشته باشند.

کار گروهی به این معنی است که هیچ‌کس توانایی استفاده از قدرت فردی را به‌صورت خاص نداشته باشد. به‌عبارت‌دیگر کارتیمی به معنی سازش با یکدیگر است. تمامی افراد باید به این درک مشترک برسند که با همکاری با یکدیگر باعث می‌شوند درنهایت همه از سود بهره‌مند شوند، و منافع جمع به فرد اولویت دارد. کار تیمی باید روندی انعطاف‌پذیر و متغیر باشد مانند قانون اساسی که در طی سال‌ها دستخوش تغییرات بسیاری شده است چراکه نیازهای جامعه در طول زمان تغییر کرده‌اند.

چه زمانی تضاد در تیم می‌تواند نتایج بهتری در پی داشته باشد؟

چه زمانی تضاد در کار تیمی می‌تواند نتایج بهتری در پی داشته باشد

تضاد همیشه با پیامدهای منفی همراه نیست؛ به‌ویژه، اگر در محیط تیمی تا حدودی تضاد وجود داشته‌باشد، نتایج مثبتی در پی خواهد داشت. در حقیقت، به طور معمول، تضاد در هر رابطه‌ای وجود دارد. بسیاری از افراد از روبه‌رو شدن با تضادها می‌ترسند. ممکن است اعضای تیم نیز خصومت خود را در تیم نشان دهند یا اگر فردی نقطه‌نظر آن‌ها را در نظر نگیرد، وی را کنار بگذارند. در نهایت، این نوع رفتارها، به دلیل ناراحتی هریک از اعضا، به انسجام تیم ضربه می‌زند؛ به همین علت، به جای این‌که با این نوع موضوعات به صورت شخصی برخورد شود، بهتر است اعضای تیم یاد بگیرند که تضاد را مدیریت کنند. در ادامه، به مزایای تضاد در محیط تیمی اشاره می‌کنیم. با مدیریت درست این تضادها، تیم می‌تواند به نتایج مطلوبی دست پیدا کند؛ این مزایا عبارت‌اند از:

۱. ترویج سازگاری

زمانی میان هم‌کاران اختلاف پیش می‌آید که ایده‌ها یا برنامه‌های افراد با  واقعیت متفاوت باشند. این نوع شکاف و تضاد فکری درون هر تیمی طبیعی به نظر می‌رسد. برای حل این موضوع، بهتر است هریک از اعضای تیم خود را با تغییرات و موارد پیش‌بینی‌نشده تطبیق دهد. در صورتی که افراد ذهنیت انعطاف‌پذیری داشته‌باشد، می‌توانند بر جزئیات تعارض بیش‌تر تمرکز کنند و تنش‌ها و شرایط قبلی را از یاد ببرند.

۲. تقویت (حرکت برای) رسیدن به هدف

چون اعضای تیم، با وجود اختلاف‌نظرها، مجبور می‌شوند با یک‌دیگر هم‌کاری داشته‌باشند، پس از هدفگذاری نیز می‌توانند به طور محسوسی پیشرفت کنند؛ این مورد هم‌چنین اهداف خاص سازمان را محقق می‌کند. حرکت برای رسیدن به هدف، هنگامی خود را نشان می‌دهد که اعضای تیم تمایل بیش‌تری به هم‌کاری نشان دهند.

۳. تعهد

هم‌کاری اعضای تیم با یک‌دیگر، حتی در حالی که با هم تعارض داشته‌باشند، می‌تواند در گروه پیوند بیش‌تر ایجاد کند، زیرا از نظر روان‌شناختی ثابت شده‌است که در صورتی که افراد در فرایند تصمیم‌گیری شرکت داده شوند، نتیجه‌ی تصمیم‌گیری را نیز راحت‌تر می‌پذیرند. در این حالت، تضاد زمینه‌ای را فراهم می‌کند که هر فرد عضو مهمی برای کار تیمی محسوب شود. حس شنیده شدن نظرات و اهمیت دادن به آن‌ها از عوامل اصلی روان‌شناختی است که می‌تواند تعهد افراد به هدف را نیز افزایش دهد.

۴. افزایش بهره‌وری

اگر هر فردی برای حل تعارض و رسیدن به توافق در گروه تلاش کند، اعضای می‌توانند بهره وری بیش‌تری داشته‌باشند. به جای این‌که زمان برای نبود توافق در جمع صرف شود، حرکت به سویِ نتیجه تلاشِ افراد را برای رسیدن به بهره‌وری بیش‌تر افزایش می‌دهد.

۵. تغییر سازنده

زمانی که تعارض میان افراد، به جای مدیریت درست، نادیده گرفته شود، شرایط وخیم‌تر خواهد شد. وقتی که افراد دیدگاه متفاوت خود را در کنار هم‌کاری متقابل با یک‌دیگر بیان می‌کنند، می‌توان انتظار داشت که در گروه تغییرات مثبتی ایجاد شود. با این‌که مصالحه در امور مسیر مناسبی را برای ایجاد می‌کند، در صورتی که اعضای تیم برای رسیدن به نتیجه‌ی بهتر با یک‌دیگر مناقشه داشته‌باشند، تضاد و تعارض ارزش‌مند خواهد بود. وقتی افراد حس کنند که عضو ارزش‌مند تیم هستند، تغییرات سازنده‌ای نیز ایجاد خواهد شد. پیروزی به این معنی است که همه‌ی افراد تجربیات خود را به اشتراک بگذارند و هم‌زمان اعتماد و اتکا در میان گروه نیز افزایش یابد.

۶. حل مسئله

علاوه بر این‌ها، مدیریت سازنده‌ی تضادها به حل مسائل منجر می‌شود. طبیعی است که افراد در رابطه با اهداف و چگونگی حل مسائل با یک‌دیگر اختلاف‌نظر داشته‌باشند، اما پذیرش نظرات جدید ارتباطات را بهبود می‌بخشد و در نهایت، مسائل نیز با خلاقیت بیش‌تری حل می‌شوند. در واقع، فقط با ارزش دادن به نظرات دیگران و پذیرش اختلاف‌نظرها می‌توان بین اعضای تیم ارتباط عملی ایجاد کرد و در نهایت، مسائل و مشکلات را نیز حل کرد.

۷. ارائه‌ی ایده‌های جدید

فرصت برابر به این معنی نیست که همه‌ی افراد یک تیم از سطح یکسانی برخوردارند، بلکه به این معناست که افراد برای بیان نظراتشان شانس یکسانی دارند. در صورتی که اعضا همیشه با یک‌دیگر موافق باشند، دیدگاه‌های جدید و روش‌های نوآوری نیز شکل نخواهند گرفت. در فرایند و مراحل حل مسئله، تعارضات خلاقیت ایجاد می‌کنند؛ البته در نهایت، باید میان اعضا توافق مشترکی صورت گیرد. هدف از تشکیل تیم و هم‌کاری اعضا با یک‌دیگر رسیدن به اهداف مشخص‌شده است. با توجه به این‌که هریک از اعضای تیم ویژگی‌های منحصر‌به‌فردی دارد، از بین بردن زورگویی و زمینه‌ی ترس برای سایر اعضا اهمیت ویژه‌ای دارد.

قدرت هر تیم به اندازه‌ی اعضای آن است. با وجود این‌که تضادِ مخرب می‌تواند روحیه کار تیمی و اتحاد افراد را منهدم کند، تضاد مثبت و سازنده با ایجاد خلاقیت و دیدگاه‌های مختلف می‌تواند به تیم شخصیت دهد و بهره‌وری را بیش‌تر کند، چراکه پتانسیل جمعی گروه بیش‌تر از پتانسیل تک‌تک اعضاست.

منبع:
indeed.com
chron.com
forbes.com
sandler.com
deakinco.com
thebalancecareers.com
scoro.com
jostle.me
projectmanager.com
hbr.org

۴.۵ ( ۱۳ امتیاز )

بخش کارفرما

آگهی استخدام خود را ثبت کنید و منتظر بهترین‌ها باشید

مطالب مرتبط

۵.۰

تجزیه‌و‌تحلیل رقبا چیست و چطور می‌توان این کار را انجام داد؟

آیا آخرین باری که برای بهبود بازار مخاطبان برند خود رقبای کسب‌وکارتان را تجزیه‌وتحلیل کرده‌اید، به یاد دارید؟ مهم‌تر از این مورد، آیا می‌دانید چگونه ...

  ۵۵  |    ۲۰ دقیقه 

۴.۸

هر آنچه باید درباره مهارت های مدیریت کسب و کار بدانید

آنچه در این مطلب خواهید خواند:  مهارت‌های مدیریت کسب و کار کدام‌اند؟ نمونه‌هایی از مهارت‌های مدیریت کسب ‌و کار چگونه مهارت‌های مدیریت کسب ‌و کار ...

  ۳۹۷  |    ۱۰ دقیقه 

۵.۰

مهارت ادراکی چیست و چگونه می‌توان آن را پرورش داد؟

مهارت ادراکی (مفهومی) توانایی توسعه‌د‌ادن راه‌حل‌های مربوط به نظریه‌های سطح بالا، ایده‌ها و موضوعات را فراهم می‌کند؛ همچنین، شامل پرداختن به سناریوهای چالش‌برانگیز با رویکردی ...

  ۲۱۵  |    ۷ دقیقه 

۴.۵

غیبت کردن و شایعه سازی در محیط کار را چطور باید ریشه‌کن کرد؟

هیچ دفتر کاری در جهان، در برابر غیبت‌ کردن های شرورانه، بدخواهانه و اثرات منفی گوناگون شایعه‌سازی و غیبت کردن درمورد افراد دیگر مصون نیست؛ ...

  ۱,۰۴۸  |    ۷ دقیقه 

دیدگاه

۳  دیدگاه‌

  • karboom,کاربوم

    هادی علیزاده

    ۱۴۰۰/۱/۲۹ ۱۷ : ۳۴

    هرچی بدبختی داریم از نبود مهارت های کار تیمی داریم ای کاش کارمندان و مدیران میانی این مطلب رو بخونند و علاوه بر حرف بهشون عمل کنند

    ۱  پاسخ 

      karboom,کاربوم

      مجله کاربوم

      ۱۴۰۰/۱/۲۹ ۱۷ : ۴۱

      سلام هادی عزیز، بله متاسفانه همینطوره. ممنون میشم شما هم این مطلب کار تیمی رو با دوستانتون به اشتراک بذارین تا اونا هم بتونن ازش استفاده کنن.

  • karboom,کاربوم

    مریم اکبری

    ۱۴۰۰/۱/۲۹ ۱۶ : ۴۶

    برای منم تفاوت این دو مفهوم کارتیمی و کار گروهی همیشه سوال بوده. ممنون میشم مطلبی درباره تفاوت کار تیمی و کار گروهی هم منتشر کنید.

    ۱  پاسخ 

      karboom,کاربوم

      مجله کاربوم

      ۱۴۰۰/۱/۲۹ ۱۶ : ۵۰

      سلام مریم عزیز، ممنون بابت پیشنهادتون، حتما به زودی مقاله ای در مورد تفاوت های تیم و گروه در مجله کاربوم منتشر میشه. پیشنهاد میکنم مطالب جدیدنمون روحتما دنبال کنین.

  • karboom,کاربوم

    میلاد بختی

    ۱۴۰۰/۱/۲۹ ۱۶ : ۴۱

    کارتیمی نقطه کلیدی اثربخش شدن فعالیت سازمان محسوب میشه اما متاسفانه کمتر تمرینش کردیم و با پیچیدگی‌هاش برای فهم درستش مواجه شدیم. ممنون از این مطلب جامع و مفید.

    ۱  پاسخ 

      karboom,کاربوم

      مجله کاربوم

      ۱۴۰۰/۱/۲۹ ۱۷ : ۳۹

      سلام میلاد عزیز، دقیقا همینطوره. خوشحالیم که مطلب کار تیمی مون مورد توجهتون قرار گرفته، پیشنهاد میکنم سایر محتوا های مهارت شغلیمون رو مطالعه کنین.

سوالات متداول

  • کسب‌و‌کارها زمانی ترقی می‌کنند که مجموعه‌‌ی متنوعی از افراد که هر کدام ایده منحصر‌به‌فردی دارند، در قالب یک تیم با یکدیگر همکاری کنند. همکاری در یک تیم به حل مسائل دشوار، تبادل نظر و خلق ایده‌های تازه منجر می‌شود.

  • ۱)تقسیم وظایف دشوار به واظیف ساده‌تره و همکاری برای انجام آن‌‌ها. ۲) توسعه مهارت‌های تخصصی در افراد به‌منظور انجام وظایف مختلف به بهترین و سریع‌ترین شکل ممکن توسط مناسب‌ترین فرد.

  • ارتباطات، مسئولیت‌پذیری، صداقت، گوش‌دادن فعال، همدلی، همکاری، آگاهی.