clear
یا ورود آسـان بـا

اهداف زیادی را برای خودتان تعیین نکنید!

۹۳۳

access_time

۱۲ دقیقه

توسعه فردی و یادگیری

ما در دوران سریع السیری کار می کنیم که با اطلاعات زیادی روبرو هستیم و باید آنها را اولویت بندی کرده و به منظور رسیدن به موفقیت تمرکز کنیم. این مساله ای است که دقیقا شرکت های امروزی با آن مواجه هستند. اما این مورد برای ما هم بصورت فردی نیز مصداق دارد. به منظور دستیابی به معنی دارترین اهداف خود، ما نیاز به مقابله با دو انگیزه خطرناک داریم: طرفداری زیاد از یک طرح ثابت و تلاش برای انجام کارهای زیاد بطور همزمان.

ممکن است به نظر برسد که روش تقابل با عواملی که موجب انحراف فکری ما می شود این باشد که اهداف بلندمدتی را طرح ریزی کنیم و سپس با تمام توان بطور سیستماتیک برای دستیابی به آنها در طول زمان تلاش کنیم.

اما با توجه به تحقیقات انجام شده توسط استاد دانشکده بازرگانی کلمبیا «ریتا مک‌گراث»، این کار اشتباه است. همانطوری که او در کتاب خود با عنوان" پایان مزیت رقابتی" توضیح داده است‌ ،‌ موفق ترین سازمان هایی که او توصیف کرده است، سرمایه گذاری قابل توجهی در انعطاف پذیری می کنند.

بهترین سازمان ها بجای درگیر شدن در مراسم معمول سالانه برای برنامه ریزی استراتژیک، برنامه ریزی خود را سه ماهه انجام می دهند. ریتا مک گراث می نویسد: " سرعت پرشتاب عملیات آنها به آنان اجازه می دهد که به تغییرات محیطی خود بسیار پاسخگو باشند، نیاز به ایجاد تغییرات را دریافت کنند و زودتر از سازمان هایی با روند سالانه سخت تر، انطباق پیدا کنند. " بعبارت دیگر سرعت و انعطاف پذیری، عوامل موفقیت در محیط کسب و کار کنونی هستند.

بطور مشابه، بسیاری از افراد متخصص و حرفه ای نیز مراسم برنامه ریزی سالانه خود را دارند؛ بعنوان مثال تصمیمات سال نو. برنامه ریزی سالانه برای توسعه حرفه ای کار بدی نیست، در واقع شما از بسیاری از همکارانی که به خود زحمت تفکر عمیق درباره رشد حرفه ای خود را نمی دهند یا فرض می کنند سازمانشان بوسیله ارائه چند دوره آموزشی از آنها حمایت خواهد کرد، پیشی می گیرید‌.

اما طبق پژوهش مک گراث در حوزه شرکت های بزرگ، حتی بهتر است شما برنامه ریزی خود را در دوره هایی به دفعات بیشتر انجام دهید، در نتیجه می توانید خود را با شرایط تغییر یافته سازگار کنید. شما ممکن است دریابید، یک هدفی که زمانی مطلوب به نظر می رسید - مانند فرم دهی بدن بوسیله بازی راکت بال بطور منظم به همراه یک دوست - ممکن است زمانی که متوجه بشوید که به لطف بازی صبح زود خود بیخواب و غیراثربخش شده اید ،ایده وحشتناکی باشد. در مقابل، طبقه بندی کردن اولویت های برنامه ریزی شده خود، هنگامیکه یک فرصت غیر برنامه ریزی شده مطلوب نمایان شود، ارزشمند است؛ مانند زمانی که دوست من با یک ناشر بزرگ برخورد کرد که  توسعه یک طرح کتاب را از او درخواست کرده بود.

همانطور که بسیاری از متخصصان شانس موفقیت خود را با تکیه بر اهداف منسوخ و قدیمی خراب می کنند، برخی ها نیز موفق به ایجاد دستاوردهای معنی دار نمی شوند زیرا انرژی خود را متفرق و پراکنده می کنند و برای به انجام رساندن کارهای زیاد بطور همزمان، تلاش می کنند. در واقع یکی از نشانه های آن استفاده فراگیر از لیست To-do می باشد که بوسیله آن تلاش می کنند گروهی از مسئولیت های خود را نگهداری کنند و مطابق یک مطالعه انجام شده توسط سایت لینکدین، تهیه این لیست توسط ۶۳% کارشناسان انجام می شود‌. این مساله در صورتیکه بطور قابل اعتمادی آنچه را که برای انجام دادن تعیین می کنیم، به سرانجام برسانیم، می تواند مطلوب باشد. اما استارتاپ iDoneThis  داده های کاربران خود را تجزیه و تحلیل کرد و دریافت که ۴۱% کارهایی که کاربران در لیست to- do خود قرار می دهند، هرگز به سرانجام نمی رسند. - مطابق با پژوهش های انجام شده بوسیله روانشناسان " ری بامیستر " و " جان تیرنی" ، در دنیایی که افراد حرفه ای بطور متوسط ۱۵۰ وظیفه برای انجام دادن در بازه زمانی تعیین شده را دارند، جای تعجب زیادی ندارد.

با بسیاری از اولویت های رقابتی، دیدن اینکه چرا کار معناداری مانند نوشتن یک کتاب ، در مقایسه با مسائل فوراً راضی کننده تری مانند ایمیل کردن یا ویرایش متن ارائه، همیشه به تعویق می افتد، آسان است.

درک این دو چالش ، این سوال را شکل می دهد که چگونه شخصاً هدف خود را تنظیم و برنامه ریزی کنیم؟

بجای ایجاد قطعنامه سال جدید، من اهداف ۶ ماهه تعیین می کنم. در سال ۲۰۱۵ ، بعنوان مثال اهداف حرفه ای من برای نیمه اول سال " دوبرابر کردن اندازه لیست ایمیل من تا پایان سال " و " راه اندازی موفق کتاب من" بود. برای نیمه دوم سال ، من هدف ایجاد لیست ایمیل را همچنان حفظ کردم و هدف دوم را به " فروش طرح پیشنهادی برای کتاب بعدی من" تغییر دادم و بروزرسانی کردم.

نکته کلیدی دیگر اینست که من تنها دو هدف مهم برای هر دوره تعیین کردم. لیست های to-do  به دلایل بسیاری مورد  انتقاد قرار گرفته است. مهمترین آنها اینست که تعداد زیادی از کارها را باهمدیگر تجمیع می کند که آنچه واقعا مهم است را مستور نگه می دارد. من قطعا بیش از دو کار را همزمان در طول زندگی حرفه ای خود انجام داده ام. تنها در طول سال ۲۰۱۵ ، بیش از ۱۶۰ مصاحبه پادکست را در حمایت از کتاب خود انجام دادم که هرگز یکی از اهداف آشکار من نبود. اما - همانند سایر فعالیتهای من- این مصاحبه ها را از این منظر بررسی کردم که آیا آنها از اهداف من پشتیبانی می کنند؟ به دلیل اینکه ارائه پادکست ها برای هر دو هدف ایجاد لیست ایمیل و ترویج کتاب من، مفید بودند، من آنها را دو برابر کردم زیرا به من این توانایی را می داد که در هر دو جبهه بطور همزمان پیشرفت داشته باشم.

البته نقطه اوج اهداف این نیست که کارها و وظایفی را که کورکورانه در سال های گذشته برای خود تعیین کرده ایم را به اتمام برسانیم؛ همچنین این نیست که دستاورد خود را از یک دریچه کوچک ناچیز و بی اهمیت به حداکثر برسانیم. در عوض، آنچه مهم به شمار می آید، توانایی ما برای تسلط بر اهداف صحیح بزرگ است - آنهایی که می توانند زندگی ما را تغییر دهند، مانند تغییر موقعیت خودتان برای یک ارتقاء ، یا نوشتن یک کتاب یا راه اندازی یک کارآفرینی.

شما تنها زمانی می توانید اهداف را به سرانجام برسانید که تمایل به پرسیدن مفروضات بطور مرتب، و ارزیابی مجدد در مواقع لزوم داشته باشید و همچنین بتوانید لذت موقت هورمون دوپامین از انجام کارهای آسان لیست to- do  خود را در برابر ایجاد یک تاثیر محسوس در تعداد انگشت شماری از پروژه های بزرگ که واقعا مهم هستند را رها کنید .

منبع: HBR.org 

 

ارسال نظر

نویسنده ی کاربوم باشید

کاربوم برای متخصصینی که اهل نوشتن و ترجمه هستند پنل مستقل طراحی کرده است، برای انتشار نوشته هایتان در کاربوم اطلاعات زیر را کامل کنید