چطور می‌توان در شرایط عدم قطعیت، تصمیم منطقی گرفت؟

در حالی که ما در حال مبارزه با ویروسی (Covid 19) هستیم که دانشمندان هنوز آن را به‌طور کامل درک نکرده‌اند‌، با سقوط، اوج‌گیری و دوباره سقوط بورس و مواجه‌شدن با انتخابات‌های مشاجره‌انگیز، آینده غیرقابل‌پیش‌بینی‌تر از همیشه به نظر می‌رسد. پس در این شرایط، چگونه می‌توانیم تصمیم منطقی (Rational Decisions) برای کارهایمان بگیریم؟ آیا می‌توانیم مهارت تصمیم‌ گیری را کسب کنیم؟

وقتی عدم ‌اطمینان شدیدی را احساس می‌کنیم، فرایندهای تصمیم‌گیری‌ ما می‌توانند خراب شوند. ممکن است نتوانیم تصمیم منطقی بگیریم و بترسیم یا اینکه به‌جای توجه ‌کردن به منطق و واقعیت‌ها، بر اساس تعصب، احساسات و شهود عمل کنیم.

آگاهی از بی‌ثباتی، پیش‌نیاز لازم برای مدیریت آن است. آگاهی مؤثر به‌معنای مکث، توقف استراتژیک و ارزیابی وضعیت و موارد ناشناخته است. اکنون با داد‌ه‌هایی روبه‌رو شده‌ایم که عملی و حتی منطقی به نظر می‌رسند، اما می‌دانیم که ناقص و بی‌ثبات هستند؛ اما حتی وقتی دانش محدود است، ما ابزارهایی داریم که کمک می‌کنند تا به‌طور سیستماتیک و تحلیلی، تصمیم منطقی بگیریم و مهارت تصمیم‌ گیری منطقی‌مان را بهتر کنیم. اینکه آیا در حال ارزیابی معنای جدیدترین آمار بیکاری یا تأثیر کمبود کاهو و کلم هستیم، می‌توانیم از فرایندی ساده و ۴مرحله‌ای برای گرفتن تصمیم منطقی و مستدل استفاده کنیم.

۱. نوع داده‌هایی را که با آنها کار می‌کنید، شناسایی کنید

۳ نوع داده اصلی وجود دارد که اغلب با آنها روبه‌رو می‌شویم و احساس می‌کنیم که مجبوریم به آنها عمل کنیم. شناخت این داده‌ها، ممکن است به ما در گرفتن تصمیم منطقی و افزایش مهارت تصمیم‌ گیری کمک کند. این داده‌ها عبارت‌اند از:

  1. داده‌های چشم‌گیر که توجه ما را به خود جلب می‌کنند، زیرا جالب‌توجه یا شگفت‌آور هستند؛
  2. داده‌های زمینه‌ای (contextual data) که از چارچوبی برخوردار هستند که ممکن است بر نحوه تفسیر ما تأثیر بگذارند؛
  3. داده‌های الگو که به نظر می‌رسد دارای فرم منظم، درک‌شدنی و معنی‌داری هستند.

۲. تشخیص دهید که کدام جهت‌‌گیری شناختی، توسط هریک از گروه‌ها ایجاد می‌شود

انواع مختلف داده‌ها باعث جهت‌گیری‌های مختلف می‌شوند؛ بنابراین، شناسایی نوع داده و جهت‌گیری مربوط به آن، فرار از اشتباهات ذهنی را آسان می‌کند.

داده‌های چشم‌گیر می‌توانند باعث جهت‌گیر‌ی‌های چشم‌گیری شوند؛ در این صورت، ما اطلاعات جدید یا جالب‌توجهی را بیش ‌از حد ارزیابی می‌کنیم؛ در نتیجه، تصمیم‌گیری بهینه، خطاهای برنامه‌ریزی و موارد دیگر را به ‌وجود می‌آوریم؛ برای مثال، تقاضای مسافران هواپیمایی، در آوریل ۲۰۲۰ به‌دلیل محدودیت‌های سفر در اثر بیماری کرونا، ۹۴.۳٪ در مقایسه با آوریل ۲۰۱۹ کاهش یافت.

این آمار تکان‌دهنده، ممکن است ما را به این فکر بیندازد که دیگر کسی تصمیم منطقی درمورد سفرکردن نخواهد گرفت؛ اما در واقع، این داده‌های چشم‌گیر، چیزی درباره سفرهای آینده به ما نمی‌گویند.

داده‌های زمینه‌ای می‌توانند تفکر ما را محدود کنند و به جهت‌گیری ساختاریافته منجر شوند. زمینه‌ای که داده‌ها را از آن دریافت می‌کنیم، بر نحوه تفکر ما درمورد آنها تأثیر می‌گذارد؛ به‌عنوان مثال، «۸۰٪ از گوشت گاو بدون چربی» به نظر سالم‌تر از «گوشت گاو با ۲۰٪ چربی» است؛ در حالی که هر دو گوشت یکی هستند، فقط ساختار بیانی‌ آنها متفاوت است.

داده‌های الگو اغلب باعث تحریک و واکنش سریع می‌شوند که در ورزش و قمار به‌عنوان «مغالطه دست گرم» (نوعی سوگیری شناختی است که براساس آن مثلا وقتی یک والیبالیست در زدن سرویس برای بار اول یا دوم امتیاز کسب کند، این باور به‌وجود می‌آید که دستش گرم شده است و برای دفعات بعد هم حتما امتیاز خواهد گرفت) نیز شناخته می‌شود؛ به‌موجب آن، تصور می‌کنیم که رویدادهای تصادفی، اطلاعاتی هستند که به ما در پیش‌بینی رویدادی در آینده کمک می‌کنند. مغز انسان به‌طور خودکار، به‌دنبال الگو می‌گردد، حتی وقتی که الگویی نیز وجود نداشته باشد؛ هر دو حالت به یک اندازه مهم هستند؛ وقتی الگوها وجود دارند، اغلب ارزش پیش‌بینی‌شدن را ندارند. تاسی که دو بار پشت‌‌سرهم یک عدد را نشان می‌دهد و حتی ممکن است در چندین پرتاب، الگوی ثابتی داشته باشد، نکته‌ای را درمورد پرتاب‌های آینده پیش‌بینی نمی‌کند.

تشخیص اینکه چگونه هریک از این دسته‌ها جهت‌گیری‌های ما را تغییر می‌دهند، می‌تواند باعث ایجاد تصمیم منطقی، بهبود مهارت تصمیم‌ گیری و مانع گرفتاری در اشتباهات و تعصبات مربوط به هر مورد باشد؛ اما وقتی پذیرفتیم که به اطلاعات بیشتر و بینش جدیدی برای گرفتن تصمیمی منطقی و افزایش مهارت تصمیم‌ گیری نیاز داریم، چه باید بکنیم؟

۳. مسئله را معکوس کنید تا آنچه را به‌واقع باید بدانید شناسایی کنید

مسئله را معکوس کنید تا آنچه را به‌واقع باید بدانید شناسایی کنید - تصمیم منطقی

گام سوم در این روند، این است که بدانید نیازی ندارید که همه‌چیز را بدانید، اما باید آنچه که بیشترین اهمیت را برای گرفتن تصمیم منطقی دارد، شناسایی کنید؛ برای انجام این کار، فرایند حل مسئله خود را معکوس کنید.

از پایان شروع کنید؛ یعنی از خودتان این‌طور سؤال کنید: پس چه؟ واقعا برای درک شرایط، باید چه چیزهایی را بدانم؟ این اطلاعات چه تفاوتی را ایجاد می‌کنند؟ چگونه باید از آنها استفاده کنم؟ در جهان «ناشناخته‌های شناخته‌شده» آن دسته از داده‌هایی که وجود دارند، اما در اختیار شما نیستند، بی پایان است، اما نیازی نیست که همه آنها را جست‌وجو کنید. «وارونگی» می‌تواند به شما کمک کند تا اطلاعاتی را در نظر بگیرید که برای حل مشکل همراه با اعتماد‌به‌نفس کافی نیاز دارید و تصمیم منطقی بگیرید.

برای مثال، داده‌های چشم‌گیر درمورد کاهش تقاضای مسافرت‌های هوایی، به پاسخ غریزی و خودکاری منجر می‌شوند که می‌تواند باعث شود که این‌گونه فکر کنیم صنعت هوایی، در وضعیت وخیم و سختی قرار خواهد گرفت؛ با این حال، اگر به عقب قدم بگذاریم، می‌توانیم به صنایع هواپیمایی امیدوار باشیم؛ صنعتی که مردم در بلندمدت خواهانش هستند و اقتصاد جهان به آن نیاز دارد؛ این مورد «شناخت شناخته‌شده» است.

می‌دانیم که چیزهای زیادی وجود دارند که ناشناخته هستند، اما خبر خوبی نیز وجود دارد؛ برای حل یک مشکل خاص، به بررسی همه موارد ناشناخته نیاز نیست. مثال قبلی درمورد سفرهای هوایی درست است؛ چه تصمیم داشته باشید در صنایع هوایی سرمایه‌گذاری کنید، چه بخواهید با هواپیما سفر کنید.

۴. سؤالات درستی را تنظیم کنید تا به پاسخ‌های موردنیاز خود برسید

بسیاری از ما در طراحی سؤالاتی که می‌توانند در گرفتن تصمیم منطقی به ما کمک کنند، مشکل داریم. راه مفید و عملی برای حرکت به جلو، این است که سؤالات خود را در این ۴ گروه اصلی تقسیم کنید: از نظر رفتار، نظر، احساس و دانش.

این گروه‌بندی تضمین می‌کند که شما هم فاصله و هم دیدگاه‌های مختلفی را برای نحوه تحقیق درمورد داده‌های خود به ارمغان خواهید آورد که به شما کمک می‌کنند تا با فرض‌ها و قضاوت‌های پیش‌فرض مقابله کنید؛ همچنین زمینه بهتری را برای تفسیر پاسخ‌ها در اختیارتان قرار می‌دهند، زیرا لنزهایی را خواهید شناخت که از طریق آنها فیلتر می‌شوند. در نتیجه در گرفتن تصمیم منطقی و مهارت‌های مربوط به آن، ماهرتر نیز می‌شوید.

سؤالات رفتاری به آنچه شخص انجام می‌دهد یا انجام داده است، می‌پردازد و شرح تجربیات، فعالیت‌ها و اقدامات واقعی را ارائه می‌دهد. اگر وضعیت صنعت هواپیمایی را ارزیابی می‌کنید، ممکن است این‌طور سؤال کنید: چه کسی هنوز با هواپیما سفر می‌کند؟ آیا این گروه از افراد، بزرگ‌تر می‌شوند یا نه؟

سؤالات نظری نظرات افراد را درباره یک موضوع، اقدام یا رویداد بررسی می‌کنند. آنها می‌توانند اهداف، خواسته‌ها و ارزش‌های افراد را بررسی کنند. در مثال سفرهای هوایی، ممکن است این‌گونه سؤال کنید: آیا در حال حاضر مسافرت ایمن است؟ آیا شرکت‌ های هواپیمایی، اقدامات احتیاطی مناسبی را انجام می‌دهند؟

سؤالات احساسی بیان می‌کنند که چگونه کسی به موضوع، به‌شکل احساسی پاسخ می‌دهد. آنها می‌توانند به شما کمک کنند فراتر از اطلاعات واقعی باشید تا یاد بگیرید که افراد بدون توجه به داده‌ها، چه تمایلی به انجام آنها دارند. در اینجا ممکن است به این شکل سؤال کنید: مسافران چقدر احساس امنیت می کنند؟ احساس امنیت کارکنان شرکت‌های هواپیمایی چقدر است؟

سؤالات مربوط به دانش کاوش می‌کنند که پاسخ‌دهنده، درمورد موضوع چه اطلاعات واقعی‌ای دارد و ما را به گرفتن تصمیم منطقی، نزدیک‌تر می‌کنند. در حالی که برخی از افراد ممکن است استدلال کنند که دانش، فقط مجموعه‌ای از اعتقادات است؛ اما سؤالات مربوط به دانش آنچه را که شخص با توجه به واقعیت‌ها جویا می‌شود، ارزیابی می‌کنند. ممکن است این‌گونه سؤال کنید: چه مسیرهایی به‌طور موقت متوقف یا قطع شده‌اند؟ چند مورد دیگر نیز قطع خواهند شد؟ آیا موارد انتقال بیماری کرونا، به پرواز مرتبط بوده‌اند؟

 می‌توانید این نوع سؤالات را درباره هر نوع داده ناقصی مانند داده‌های چشم‌گیر، زمینه‌ای یا الگو مطرح کنید. مرحله چهارم تصدیق می‌کند که نامطمئن‌بودن، ترکیبی از کنش‌ها و واکنش‌ها، دانش و احساسات است. طبقه‌بندی و پرداختن به مواد تشکیل‌دهنده بی‌اطمینانی، باعث اطمینان کامل ما نمی‌شوند، اما می‌توان مطمئن بود که سؤالات ما به تمام زمینه‌های بی‌اطمینانی پاسخ می‌دهند.

مرحله چهارم به ما کمک می‌کند تا پاسخ‌های احساسی خود را بهتر برطرف کنیم، آنها را نام ببریم، با آنها مقابله کنیم و با تصمیم منطقی‌ پیش برویم. با این روند ما تصویر کامل‌تری خواهیم داشت و احتمال اینکه به مسیرهای تفکرات اشتباه و تعصبات شناختی اعتماد کنیم، کمتر خواهد شد. در نتیجه، از مهارت تصمیم‌ گیری قدرتمندتری برخوردار خواهیم بود.

ولتر (Voltaire)، نویسنده فرانسوی، گفته است که ما بیشتر با توجه به سؤالات افراد آنها را قضاوت می‌کنیم، نه بر اساس پاسخ‌هایشان. ما هرگز آینده را نخواهیم شناخت، اما با بررسی داده‌ها و تفکرات خود، می‌توانیم بینشمان را توسعه دهیم و سؤالات بزرگی را مطرح کنیم که به ما این امکان را می‌دهند که با اطمینان بیشتری در دنیای نامطمئنی‌ها تصمیم‌ منطقی بگیریم.

منبع: hbr.org

٪۰

شما این جلسه از دوره آموزش تصمیم‌گیری را مطالعه کرده‌اید.

برای ثبت این جلسه و مطالعه کامل دوره، وارد شوید.

چک لیستی برای تصمیم گیری اثربخش و سریعتر

جلسه قبلی آموزشی

ویدئو: چگونه تصمیمات سخت بگیریم؟

جلسه بعدی آموزشی

دیدگاه

۰ دیدگاه

۵.۰ ( ۵ امتیاز )