clear
یا ورود آسـان بـا

هوش های چندگانه گاردنر: مبتنی بر توانمندی های خاص خود اقدام کنید.

۹۲۵۱

access_time

۱۲ دقیقه

توسعه فردی و یادگیری

 

بارها اتفاق افتاده که در جمع دوستان، صحبت از میزان هوش افراد شده است. در این میان عده ای شاید به عنوان افراد با هوش بالا معرفی شوند برخی نیز اصلا مورد اشاره قرار نگیرند! اما آیا تست های هوش (IQ)  نشانه خوبی برای اطلاق صفت تیزهوشی به افراد است؟ ایا افراد با (IQ) بالا برای تصدی هر نوع شغلی مناسب هستند و بالاترین عملکرد را در طیف وسیعی از مشاغل نسبت به همکاران خود دارند؟

به نظر خلاصه کردن هوش به مفهوم (IQ)  که در حقیقت تنها معرف نوع منطقی-ریاضی از میان انواع موجود هوش است اقدامی نسنجیده باشد. شناخت نقاط قوت خود و کشف این نکته که هر یک از انواع هوش متناسب با چه مسیر شغلی است تا حد زیادی از این سطحی نگری کاسته و مبنایی دقیق برای درخور احترام دانستن تمامی افراد با زمینه های هوشی متفاوت خواهد بود.

تاریخچه کوتاهی از آزمون های هوش:

مطالعه ضریب هوشی برای اولین بار در اواخر سال 1890 توسط آلفرد بارت در پاریس آغاز گردید. او آزمونی را طراحی کرد تا بر اساس آن نیازهای آموزشی مربوط به کودکان شناسایی شود. دیدگاه عددی و کمی او نسبت به هوش به‌ زودی در آمریکا و سراسر دنیا موردپذیرش قرار گرفت. مدارس به سنجش کودکان و تطبیق دادن فعالیت‌هایی که به بهبود هوش آنها کمک می‌کرد، پرداختند.

در سال 1970، هاوارد گاردنر (Howard Gardner) استاد رشته آموزش در دانشگاه هاروارد، به بررسی تعیین هوش بر اساس آزمون‌ها پرداخت. او با بررسی کودکان بااستعداد و افراد بالغی که دچار آسیب مغزی بودند، به این نتیجه رسید که افراد استعداد و نبوغ‌های دیگری دارند که شاید بر اساس آزمون‌های ایده­ آل سنتی شناسایی نشوند. او با استفاده از ابزار مختلف، مانند استفاده از تحقیقات عصبی جسمانی (نوروفیزیکی) و مطالعاتی که در رابطه با افراد اوتیسم، برای تایید مدل خود که نشان می داد قسمت های مختلف مغز دارای هوش های مختلفی هست، استفاده کرد.

در سال 1983 گاردنر کتاب خود با نام «چارچوب های ذهن» را منتشر کرد که هفت نوع هوش را در آن توصیف کرده است. ده سال بعد، او نوع هشتم را نیز اضافه کرد. نظریه هوش های چندگانه به مدل معروفی برای فهم هوش انسانی تبدیل شده است.

انواع هوش

بر اساس نظریه هوش های چندگانه، انسان دارای هشت نوع هوش است که از دامنه کمتر تا بیشتر متغیر بوده و بر همین اساس هر کدام از ما پروفایل هوش متفاوتی داریم. این پروفایل و مشخصه بر اساس ژنتیک و تجربه بوده و بر همین اساس هوش هر کس منحصر به فرد است. این هوش ها عبارتند از:

هوش کلامی-زبانی منظور از این هوش توانایی به کار بردن زبان گفتاری و نوشتاری به صورتی موثر برای بیان (اندیشه، احساس و ...) خود است. به این دلیل است که وکیلان، نویسندگان و سخنوران برای موفقیت باید هوش کلامی بالایی داشته باشند.

هوش منطقی-ریاضی قابلیت تحلیل منطقی مسائل، استفاده اثربخش از اعمال ریاضی و بررسی مسائل با استفاده از روش علمی هوش منطقی و ریاضی نامیده می شود. یافتن الگوها و استتناج کردن، از دیگر توانایی های مربوط به این هوش است. افرادی که با محافل علمی و ریاضی سرو کار دارند، برای موفقیت باید بهره بالایی از این هوش برده باشند.

هوش موسیقی توانایی اجرا، ساخت و درک الگوهای موسیقی است که شامل درک تغییر لحن، ریتم و تن صدا ها است. موسیقی دانان موفق، آهنگسازان و افرادی که در تولید موسیقی فعالیت دارند، باید از درجه بالای هوش موسیقی برخوردار باشند.

هوش اندامی-جنبشی این هوش قابلیت استفاده از بدن برای بیان (اندیشه، احساسات و ...) است. افرادی که درجه بالایی از این نوع هوش را دارا هستند، از ژست (حالت) بدن برای تسلط به مسائل استفاده می کنند. ورزشکاران حرفه ای عموماً هوش اندامی-جنبشی بالایی دارند.

هوش تصویری-فضایی درک، استفاده و تفسیر تصاویر و الگوها و توان ایجاد یا چیدمان مجدد اشیاء به صورت سه بعدی را هوش تصویری-فضایی می نامند. معماران حرفه ای و مجسمه سازان احتمالاً هوش تصویری بالایی دارند.

هوش میان فردی توانایی درک نیت ها، انگیزه و خواسته های دیگران است. این هوش به افراد امکان تعامل و کارکردن بهتر با دیگران را می دهد. تراپیست ها، مدرسان و فروشندگان افراد دیگر را با استفاده از هوش میان فردی به خود جذب می کنند.  

هوش درون فردی قابلیت شناخت، تفسیر و درک احساسات و انگیزه های خود است. بازیگران، مددکاران و نویسندگان کسانی هستند که شناخت و خودآگاهی بیشتری نسبت به خود کارشان دارند.

هوش طبیعت گرا توانایی تشخیص و درک از ارتباط ما با طبیعت، هوش طبیعت گرا نامیده می شود. ستاره شناسی و زیست شناسی از نمونه شغل هایی است که نیاز به هوش طبیعت گرایانه بالایی دارند. این هشتمین نوع هوشی است که گاردنر به مدل اولیه خود اضافه کرده است.

با توجه به انواع هوش معرفی شده توسط گاردنر، نباید در مورد باهوش بودن خود و دیگران به صورت کلی قضاوت کنیم. نکته اساسی قبول این پیش فرض است که هر یک از ما در برخی انواع هوش واجد شرایط بهتری هستیم. بر مبنای این الگوی ذهنی، باید برای کسب موفقیت بیشتر  تمرکز خود را بر نقاط قوت معطوف کنیم. توجه به این نکته ضروری است که سرمایه گذاری بر روی نقاط قوت نیازمند انرژی کمتری از رفع نقاط ضعف است و بازدهی به مراتب بالاتری به همراه خواهد داشت.

منبع : Mind Tools

درباره نویسنده

تیم محتوای مایند تولز

تیم محتوای مایند تولز

تیم محتوای مایند تولز (Mind Tools) شامل مولفان و محققان برجسته و با تجربه در حوزه مدیریت و توسعه فردی است.

ارسال نظر

نویسنده ی کاربوم باشید

کاربوم برای متخصصینی که اهل نوشتن و ترجمه هستند پنل مستقل طراحی کرده است، برای انتشار نوشته هایتان در کاربوم اطلاعات زیر را کامل کنید