clear
یا ورود آسـان بـا

اجازه ندهید استرس مدیرتان، شما را نیز دچار استرس کند (قسمت اول)

۵۷۸

access_time

۱۲ دقیقه

توسعه فردی و یادگیری

درباره نویسنده: خانم آنی مک کی (Annie McKee)  یکی از اعضای ارشد و رییس گروه دوره دکتری (Chief Learning Officer) در دانشگاه پنسیلوانیا است که در حوزه رفتار سازمانی و به ویژه رهبری تخصص دارد. کتاب او با عنوان مدیریت: توجه به رهبران (Management: A focus on Leaders) به 25 زبان ترجمه شده است. در مطلب زیر او به تاثیر افشای استرس مدیر و اثر آن بر اعضا اشاره کرده و راهکارهای موثر آن را تشریح می کند.

آیا استرس مدیرتان به حداکثر درجه خود می رسد و شما را نیز با گرفتاری مواجه می کند؟ امروزه پدیده استرس اپیدمی میان مدیران و رهبران محسوب می شود و این مسئله باعث شده که افراد زودتر از قبل دچار فرسودگی شغلی شوند. همه ما دلایل این موضوع را می دانیم مانند تغییر سریع فضای اقتصاد، سرعت فناوری، کار شبانه روزی بدون کمترین وقفه (24 ساعت در هفت روز هفته). این عوامل تحت فشار قرار گرفتن را زیاد می کنند. در بلند مدت کارهای زیادی انجام می دهیم که مدیران (و حتی شما را) را دچار سندرم قربانی (Sacrifice Syndrome) می کند (نویسنده در مقاله دیگری این سندرم را چنین مشخص کرده: رهبری مسئولیت های زیادی می طلبد و به دلیل این که اثرگذاری و قدرت هسته اصلی ویژگی های رهبری را شکل می دهد، در نتیجه مدیران استرس زیادی را تجربه می کنند).

استرس های زیادی از سوی افراد دیگر به ما وارد می شود. مدیری که با آگاهی از هوش هیجانی افراد خود را هدایت می کند، با ایجاد تیمی عالی، به افرادی که به دلیل استرس دچار بدخلقی، تردید و تشویش می شوند، انگیزه می دهد. امکان دارد در حال حاضر مدیرتان بیش از حد شما را زیر نظر داشته باشد و یا در حالت بدتر هنگامی که بیشترین نیاز را به او دارید، در دسترس نباشد.

در این حالت اتفاقی که می افتد این است که با ظاهر شدن مشکلات واقعی، شما نیز دچار استرس می شوید و به معنای واقعی احساسات منفی مدیر را نیز دریافت کرده، انگیزه خود را از دست داده یا خسته و حتی عصبانی می شوید. دوست دارید از دفتر کار بیرون بیایید، در صورتی که قادر به این کار نیستید، نقش و سهم خود را به خاطر بیاورید و صبر پیشه کنید. در این لحظه مهم ترین نکته احیای خودتان است.

وقتی مدیر دچار استرس می شود، به سرعت می تواند این استرس را به اعضای تیم نیز انتقال دهد. دلیل این موضوع مسری بودن ماهیت احساسات است. استرس مانند شعله های آتش میان افراد پخش می شود،  و زمانی که یکی از اعضا (مانند مدیران) بر سرنوشت ما کنترل داشته باشند، سرعت آن افزایش نیز پیدا می کند. دلیل دیگری که استرس مدیر به استرس گرفتن ما منجر می شود این است که بسیاری از ما در نقطه نزدیکی از استرس وارد کردن به خودمان قرار داریم. همچنین برای مدت های زیادی، موضوعات زیادی را قربانی یا رها کرده ایم و شکست های (آثار) آن نیز مشخص است. زمان زیادی طول نمی کشد که این موضوعات ما را در موقعیت بدی قرار دهد.

ذکر یک داستان واقعی در این زمینه شاید به روشن تر شدن موضوع کمک کند:

 کمتر از دو سال پیش، آقای ناتان برای وارد شدن به سطح مدیریت ارشد، بسیار نگرانی داشت. از دیگران شنیده بود که مدیر جدید آقای ژئوفری (Geoffrey) آدم سخت گیری است، اما ناتان پیش از این نیز کار با مدیران سخت گیر را تجربه کرده بود. ناتان همچنین احساس می کرد که از تلاش برای رسیدن به رده های بالا خسته شده است. او در طول این مدت، برای رسیدن به این جایگاه زحمت های زیادی کشیده بود، اما آیا واقعا این همان موقعیتی بود که انتظارش را می کشید؟ در طول اولین ماه کاری در شرکت، ناتان دو نکته را متوجه شد: اول، قبل از این که موقعیت جدید خود را شروع کند به اندازه کافی انرژی نداشت. دوم، ماه عسل (شیرینی این موقعیت شغلی) او قبل از این که از آن لذت ببرد به پایان رسیده بود. در طول مدت ژئوفری او را زیر نظر داشت. کارهایی که انجام داده بود، درست نبود. ابتدا، فکر می کرد که این اشتباه از سمت اوست و باید تلاش زیادی با سرعت بیشتری داشته باشند. او این کار را انجام داد، اما نتیجه ای در بر نداشت. ژئوفری لحن تندی داشت و همیشه عصبانی به نظر می رسید. علی رغم مدت زیادی که در صنعت مورد علاقه خود سپری کرده بود و در شرکتی فعالیت می کرد که آن را تحسین می کرد، دیگر این ویژگی ها را در شرکت نمی دید. در سال پیش رو ناتان دیگر خسته شده بود. او می خواست به خانه برگردد و این کار را ترک کند. ناتان به بیماری ژئوفری دچار شده بود، و به نظر راه حلی نیز وجود نداشت.به نظر می رسید که ناتان و اعضای تیم دیگر نگران چیزی بجز نتایج کوتاه مدت نبودند.

 این مساله در مدیرانی که استرس خود را بروز می دهند، به مشکل دیگری تبدیل می شود که این مدیران عامل اصلی آن نیستند. مادامی که مدیران بر روی مسائل خود متمرکز می شوند، زمانی را برای کمک به شما صرف نمی کنند تا با مهم ترین بخش کار ارتباط برقرار کنید. یکی از بهترین اهداف سازمان می تواند انگیزه دادن به شما باشد و یا دیدگاه امید بخشی از آینده را برای ادامه فعالیت تان ارائه دهد. این دقیقا همان حسی بود که ناتان به آن نیاز داشت تا با تاثیرات فرسودگی شغلی خود مبارزه کند، اما در سازمان او چنین هدفی وجود نداشت.

در چنین شرایطی و با این وجود که استرس اپیدمی است که مدیران آن را به ما انتقال می دهند، چه کاری باید انجام دهیم؟ اجازه دهید با توضیح کارهایی که نمی توانید انجام دهید شروع کنیم. شما نمی توانید رفتار مدیر را تغییر داده و یا واکنش او به استرس را تنظیم کنید. این که یاد بگیریم چگونه با فشار کار کنار بیاییم، یک مساله شخصی است. اگر مدیر شما با وضعیت دشواری مواجه شده، بهترین  عملکرد تان و یا تحویل زود پروژه ها و تعهدات کمکی نخواهد کرد. البته کار خود را به بهترین نحو انجام دهید، اما انتظار معجزه نداشته باشید.

آنچه که باید انجام دهید این است که بر روی رفتار خود کار کنید. اینکه چگونه می توانید بر روی رفتار خود متمرکز شده و به نتایج دلخواه برسید را در« قسمت دوم» این مقاله دنبال کنید.

درباره نویسنده

آنی مک کی

آنی مک کی

آنی مک کی (Annie McKee) از اعضای ارشد (Chief Learning Officer) در دانشگاه پنسیلوانیا است که در حوزه رفتار سازمانی و به ویژه رهبری تخصص دارد.

ارسال نظر

نویسنده ی کاربوم باشید

کاربوم برای متخصصینی که اهل نوشتن و ترجمه هستند پنل مستقل طراحی کرده است، برای انتشار نوشته هایتان در کاربوم اطلاعات زیر را کامل کنید