clear
یا ورود آسـان بـا

اجازه ندهید استرس مدیر، شما را نیز دچار استرس کند (قسمت دوم)

۲۸۳

access_time

۱۲ دقیقه

 

پیش از این در قسمت اول مقاله «اجازه ندهید استرس مدیر، شما را نیز دچار استرس کند» در مورد موضوع استرس مدیر و اثرات انتقال آن بر عملکرد شما صحبت کردیم. مهمترین راهکاری که در چنین شرایطی می بایست بر آن تمرکز نمود رفتار خودمان بود که قصد داریم در این قسمت به بررسی این موضوع بپردازیم.

ابتدا باید همه تلاش خودتان را انجام دهید تا دلیل فرسودگی شغلی مدیر را بدانید، سپس به دنبال همدلی باشید. همدلی توانایی منحصر انسان است که واقعیت دیگران را درک می کند. خیلی مهم است که زمانی را برای درک و تشخیص وضعیت احساسی مدیر خود در نظر بگیرید. در دیدگاهی درگیر شوید که به طور آگاهانه بتوانید دنیا، حوادث و خودتان را از طریق چشم های مدیر ببینید. همدلی یکی از شایستگی های کلیدی هوش هیجانی است.

این همان کاری بود که ناتان انجام داد. وی برای درک مدیر خود این آگاهی را به دست آورد، و از موضع تدافعی و خشم دیدگاه خود را تغییر داد. او تلاش کرد تا تصویر کلی را ببیند، چالش هایی که مدیر در تضاد تیم و هیئت مدیره سخت گیر روبرو می شد. به تدریج او متوجه شد که به همراه مدیر خود ژئوفری بخندد و در مورد زندگی شخصی و خانواده اش با او صحبت کند.

همدردی با فردی مانند ژئوفری آسان نبود، زیرا موضع طبیعی ما تدافعی است، نه بر اساس همدلی و حتی می تواند خشونت آمیز باشد. اما اگر همدلی را بتوانید احساس و بیان کنید،

الف) مدیرتان این موضوع را درک کرده و این مساله می تواند به او نیز کمک کند

ب) شما نیز قادر خواهید بود تا با رفتار بد مواجه شوید، و همانطور که می دانید این مساله اوست و نه شما.

در تناقض با این مورد، زمانی که ناتان به مدیر استرس زای خود تکیه کرده بود، به آرام شدن وی کمک می کرد. همدلی همچنین باعث می شود تا آسان تر بتوانید فاصله احساسی مناسبی را با مدیر ایجاد کنید. این مساله کمی به تدبیر نیاز دارد، چرا که شما نمی توانید رابطه خود را با او قطع کنید. بر خلاف این موضوع باید به طور مداوم بر واکنش های خودتان نظارت داشته باشید و با صرف تلاش بتوانید واکنش احساسی خود را کنترل کنید. بررسی کنید تا مرز روانشناختی نفوذ ناپذیری که شما را از مدیر جدا می کند، پیدا کنید. کدام بخش استرس و نوع منفی آن، به او تعلق دارد و کدام یک از آن نیز متعلق به شماست؟

مهم تر از همه این که شما باید استرس خودتان را در کار و یا خانه خوب زیر نظر بگیرید. این که واقعا حالتان چطور است؟ به روابط خود در کار و خانه دقت کنید. آیا بد اخلاق، تند مزاج، بی قرار بوده و یا رفتار زننده دارید؟ ما اکثر اوقات این طور رفتار می کنیم. و این نوع رفتار(به ویژه در خانه) نشانه های خوبی از وجود مشکل است. اگر احساس می کنید که با مشکلاتی روبرو می شوید، و یا وارد مراحل پیش فرسودگی شغلی می شوید، باید کاری انجام دهید. برای احیای خود وقتی را آزاد کنید. و خود را فریب ندهید که یک مسافرت می تواند تجدید قوای شما را در پی داشته باشد. استراحت تابستان سال پیش را به خاطر دارید؟ به نظر می رسد که خیلی وقت پیش این استراحت را داشتید، این طور نیست؟ با همه نوع استرسی که امروزه با آن مواجه هستیم، تجدید قوا باید جز کارهایی همیشگی ما باشد، نه صرفا یک رویداد.

می دانیم تنها چیزهای محدودی وجود دارند که برای همه افراد کارکرد داشته باشند، مانند خندیدن به همراه همکاران (نه به مدیر!)، فعالیت های تفریحی خارج از محیط کار، ورزش، ارتباط دوستی و تعیین اولویت های سلامتی. واضح است که بهوشیاری (آگاهی ذهن، دوره هایی که به منظور کاهش استرس مسائل شغلی، خانواده و زندگی انجام می شود) تاثیر عمیقی بر توانایی افراد به منظور حفظ آرامش و مدیریت استرس دارد. این دوره رو به رشد است، زیرا همه ما استرس را تجربه می کنیم. در حال حاضر، یکی از محققان شناخته شده بهوشیاری، آقای یان کابات-زین (Jon Kabat Zinn) استاد دانشگاه ماساچوست و آقای مایکل بایم (Michael Baime) استاد دانشگاه پنسیلوانیا افراد زیادی را از طریق دوره های بهوشیاری بر اساس برنامه کاهش استرس آموزش داده اند که در آن افراد عادی یاد می گیرند چگونه تمرین های تنفس عمیق و مدیتیشن خودآگاهی خود را نسبت به استرس افزایش دهند.

شما همچنین دوست دارید با تصور این که چه چیزی را در کار، با مدیر خود و احتمالا در خانه داشته باشید، حس امیدواری را لمس کنید. این موضوع خیلی ساده به نظر می رسد، امیدواری برای انسان طبیعی بوده و با گذشت زمان به افراد کمک می کند تا بار استرس را کم کنند. سعی کنید به چیزی که تمایل به احساسش دارید و دلیل دوست داشتن آن توجه کنید. این موضوع به شما کمک می کند تا نسبت به واکنش های خودتان خوشبین بوده و ذهنیت خوبی داشته باشید. این موضوع نیازمند خودآگاهی و کنترل احساسات – یعنی دو مهارت اصلی هوش احساسی است.

و اما ماجرای ناتان؟ او همچنان کار می کند، علی رغم این که در طی این چند ماه تغیری رخ نداده است. بعد از یک سال او به این نکته پی برد که باید خودش را پیدا کند، چرا که به دوگانگی و فرسودگی شغلی دچار شده بود. ناتان اولویت های خود را تغییر داد، اما متوجه شد که اول باید ذهنیت خود را تغییر می داد. با ثبت نام در دوره آموزشی بهوشیاری (mindfulness) یاد گرفت که افراد چگونه می توانند واسطه باشند و در این موضوع نقش داشته باشند. با شروع گفت و گوهای خانوادگی دیگر تنهایی را احساس نمی کرد و حس بهتری پیدا کرده بود. متاسفانه ژئوفری همچنان در مسیر قبلی قرار داشت، او نتوانست کنترلی بر احساسات خود داشته باشد و تمام شرکت نیز تحت تاثیر این موضوع بودند.

منبع: Harvard Business Review

برچسب ها:

درباره نویسنده

آنی مک کی

آنی مک کی

آنی مک کی (Annie McKee) از اعضای ارشد (Chief Learning Officer) در دانشگاه پنسیلوانیا است که در حوزه رفتار سازمانی و به ویژه رهبری تخصص دارد.

ارسال نظر

نویسنده ی کاربوم باشید

کاربوم برای متخصصینی که اهل نوشتن و ترجمه هستند پنل مستقل طراحی کرده است، برای انتشار نوشته هایتان در کاربوم اطلاعات زیر را کامل کنید