clear
یا ورود آسـان بـا

عدم تمرکز در محیط کار (بخش سوم): تغییر جهت زیاد ذهن برای انجام ایده

۱۵۱۰

access_time

۱۲ دقیقه

توسعه فردی و یادگیری

پیش از این در مجموعه مقالات عدم تمرکز در محیط کار، در بخش اول و دوم به بررسی نقش دستگاه های دیجیتال و انجام همزمان چند وظیفه در ایجاد عدم تمرکز پرداختیم. حال در بخش سوم به داستان زوجی پرداخته شده که برای رسیدن به ایده و انجام پروژه تعریف شده، دچار چالش هایی شده اند. برایان و اشلی (Brian & Ashley) دو شخصیت این بخش اند که درگیر پروژه ای هستند که انجام آن را آینده زندگی خود می دانند. بریان شخصیت آرامی دارد و در ماجرا مشخص می شود که حق با اوست. اشلی این موضوع را می داند که حق با برایان است که او را حمایت کرده ولی تغییر ذهنیت های اوست که همسر خود را دچار تردید برای حمایت از پروژه تعریف شده کرده است. کل ماجرا به این شکل است که چطور ایده اولیه را شروع و به پایان برسانیم. در ادامه به این پرداخته می شود که چرا اشلی نمی تواند روی ایده خاصی تمرکز کند و مدام از شاخه ای به شاخه دیگر، تغییر جهت می دهد. مولف این علت را به صورت جمله هایی اشاره کرده که در آن افرادی که دچار این اختلال هستند، معمولا این جمله ها را بیان می کنند:

  • معمولا ایده های زیادی دارم، اما نمی دانم با آنها چه کنم.
  • من شروع و خاتمه دادن پروژه ها را دوست دارم، اما در میان راه به مشکل می خورم.
  • شب ها بیدار می مانم و ایده جدیدی به ذهنم می رسد.
  • من معمولا با مشغله شغلی، از کارهای سخت اجتناب می کنم.
  • اقدامات من همراستا با قوه تخیل من نیستند.
  • بزرگترین مشکل من این است که اولویت بندی را یاد نگرفته ام.
  • وقتی که بکر بودن یک ایده خاصیت خود را از دست می دهد، حوصله ای برای انجام آن باقی نمی ماند.

داستان اشلی و برایان:

اشلی و برایان زوجی که یکی از استارت آپ های موفق دره سیلیکون را دارند، در دانشگاه باهم آشنا شده اند. اشلی در اولین تجربه، فروش خود را از ای بی (eBay)  آغاز کرد و موفق شد، اما به کارش استمرار نبخشید. او سپس وارد یک کسب و کار انلاین مسافرتی شد که برای مسافران جوان خدمات کترینگ می دادند، اما دوباره این مسیر نیز نیمه کاره ماند. اشلی در نوشتن طرح کسب و کار بسیار مهارت داشت. برای مثال، طرح تجاری خوبی را برای شرکت مبل سازی نوشت. اشلی عاشق ایده ها می شد، اما هیچ کدام از این ایده ها به سرانجام نمی رسید. این تغییر ذهنیت ها باعث شد تا سوال اساسی یکی از مسائل مربوط به عدم تمرکز شکل بگیرد: خواسته واقعی تان چیست؟

پیشینه اشلی در این داستان نشان می دهد که نوع اختلال او در عدم تمرکز ناشی از مایوس شدن از وجود احتمال های نامحدود (despair of inginitve possibility) است و با توجه به فناوری های ارتباطی امکان این مورد بسیار متداول شده است. در این اختلال با توجه به پیشینه اشلی که کودکی خلاق و کنجکاو بوده، او شخصیت جذابی داشته اما داستان او حاکی از آن است که ثبات رفتاری در انجام یک پروژه نداشته است. پیشینه اشلی باعث شده او فرد خلاق و مستقلی شناخته شود، اما کار کردن او با افراد سخت است و زندگی مناسبی نیز ندارد. این نوع افراد سطحی از تناقض را در خصیصه های خود تجربه می کنند. آنها باور به یک ایده ندارند و همیشه آن را تغییر می دهند. با اینکه این ویژگی ها مختص همه کارآفرینان نیست، اما عمده افراد گرفتار آن می توانند باشند. در ادامه این جدول محاسن و مشکلات این نوع شخصیت را نشان می دهد:

محاسن و معایب ویژگی های مربوط به شخصیت هایی که صاحب ایده های متعددند

حسن

مشکل ساز

تمایل به آزاد و مستقل بودن، تسلط بر کار خود و مدیر خود بودن

مشکل داشتن با کار تیمی، مشکل در زندگی شخصی

خلاق، ایده های جدید

تغییر جهت زیاد

سطح اولیه هیجان زیاد

از دست دادن تهییج

کاملا سخت کوش

پیش برنده، اجبار کننده و رفتار دیوانه وار

توانایی ریسک پذیری

نیاز به حس خطر به منظور حفظ سطح درگیری حرفه ای و زندگی

رویاپرداز، پیشگام

مشکل داشتن با اجرا و پیشبرد جزییات کار

مبدع و نوآور

نمی تواند مسیرها را دنبال کند

رهبر قوی

به طور نامحسوس شک و تردید های زیادی سراغش می آیند

 

با اینکه شخصیت هایی مانند اشلی می توانند کارآفرین های بزرگی محسوب شوند، اما زندگی مناسبی ندارند و این تغییر فکرها زندگی آنها را دچار تردید و یاس می کند. مولف به این نتیجه رسیده که اشلی قربانی سطح هیجان خود می شود. او به طور مداوم خود را سرزنش کرده و انرژی منفی نسبت به کارها پیدا می کند و در نتیجه نمی تواند به تعهد در مورد پروژه ای پایبند باشد. او منطق ساختارگرایانه را نمی تواند ایجاد کند و در نتیجه به جای اینکه وی ذهنش را کنترل کند، ذهنش فعالیت های او را کنترل می کند.

افرادی دارای این ویژگی از نظر مولف در این پنج سطح با این چالش ها مواجه هستند:

انرژی: این افراد قربانی انگیزه های متعدد خود می شوند. مانند اشلی که تمرکز ذهنی خود را برای ایده های مختلف به هم می زد.

احساس: اغلب خودشان را سرزنش می کنند و این سرزنش انرژی آنها را می گیرد.

عجین شدن: نمی توانند با یک موضوع، ایده یا پروژه ارتباط برقرار کرده و با آن عجین شوند و در مرز درگیر شدن و قطع شدن با آنها زندگی می کنند.

ساختار: راه حل این افراد، ایجاد ساختار است، اما نمی توانند آن را خلق کنند.

کنترل: به جای اینکه ذهن خودشان را کنترل کنند، ذهن آنها را کنترل می کند.

راهکارهای عملی برای کاهش عدم تمرکز به وجود آمده بخاطر تغییر جهت زیاد ذهن در انجام یک ایده

  1. برنامه اصلی شامل سطح انرژی، احساس، عجین شدن، ساختار و کنترل را مرور کنید. دقت کنید که به کدام یک بیشتر احتیاج دارید. بیشتر افرادی که ذهن شان زیاد تغییر می کند معمولا با ساختار مشکل دارند.
  2. ایده های خود را لیست کنید و بنویسید.  سپس از آن لیست برای فعال تر شدن ذهن تان استفاده کرده و در صورتی که نمی توانید تصمیم بگیرید، بیش از سه مورد را انتخاب نکنید.
  3. ساختاری ایجاد کنید که به شما در تصمیم گیری کمک کند و سپس پیاده سازی کنید. نمونه هایی که قبلا  در این زمینه ارائه شده را بررسی کنید تا در ایجاد ساختار به شما کمک کند.
  4. در کنار این کار، اسامی افرادی مثل دوستان، افراد حرفه اي، همکاران، خویشاوندان و کسانی که احساس می کنید به شما کمک می کنند و با آنها راحت هستید را بنویسید. با این کار تلاش های شما برای تیم سازی و کار تیمی بهتر جواب می دهند.
  5. با یک مربی کار آفرینی مشاوره کنید.
  6. با فردی که بسیار خوب شما را می شناسد، در مورد موانع احساسی یا محرک های خودتان صحبت و هم فکری کنید.
  7. درون بازی بمانید، از قدرت خود استفاده کنید. از ترس برنده نشدن و یا از دست دادن موقعیت کنار نکشید. بسیاری از افراد بجای استفاده از قدرت خود، از آن کناره گیری می کنند. بعضی وقت ها افراد حس می کنند که وقتی هدفی را به دست می آورند، به دیگری ضرفه می زنند. اما معمولا وقتی شما به هدفی می رسید، دیگران نیز ذی نفع می شوند.
  8. در دام فروش کم ارزش خود گرفتار نشوید. بسیاری افراد از قدرتی بیش از آنچه که به آنها اعتبار می دهند برخوردارند. در طول سالهایی که تجربه داشتم، حتی در طبقه کلاس جهانی هاروارد نیز بسیاری از فارغ التحصیلان دانشگاه هاروارد نیز خود را کمتر از آنچه که بودند، حس می کردند. در حالی که این فقط احساس بوده و واقعیت نداشت.
  9. این گفته قدیمی واقعیت دارد: هر اندازه که فکر کنی می توانی یا توانش را نداری، درست است. در میان اینها، روانشناسی به نام کارول دوک (Carol Dwek)  اثبات کرده که ذهنیت رشد با ذهنیت درست کسب می شود. ذهنیت رشد می گوید که فرقی نمی کند هدفهایم چیست، من راهی را برای رسیدن به آنها پیدا می کنم و ذهنیت درست می گوید که من در هوش، درآمد، ظاهر فیزیکی، قومیت و جنس و سایر ویژگیهایی که دارم، با محدودیت مواجه ام. بر اساس تحقیقات دوک هر دو این ذهنیت ها باعث پیشرفت و موفقیت های ما می شوند و هر کس یادگیری کسب می کند.
  10. به هوش خود ارزش و احترام بگذارید، شما ایده های زیادی دارید. با افراد درست تیم تشکیل دهید، افرادی که صرفا ایده ندارند، بلکه در اجرا هم خوب هستند.

منبع:

Hallowell, Edward M, Driven to distraction at work : how to focus and be more productive, HBR press, 2015

مجموعه مقالات عدم تمرکز در محیط کار : 

 

درباره نویسنده

ادوارد هالول

ادوارد هالول

ادوارد هالول (Hallowell, Edward) متخصص روان درمانی بوده و تخصص عمده وی در اختلال ADHD‌ (کم توجهی-بیش فعالی) است.

ارسال نظر

نویسنده ی کاربوم باشید

کاربوم برای متخصصینی که اهل نوشتن و ترجمه هستند پنل مستقل طراحی کرده است، برای انتشار نوشته هایتان در کاربوم اطلاعات زیر را کامل کنید