clear
یا عضویت آسـان بـا
یا ورود آسـان بـا

مدیریت دانش چیست و خاستگاه آن کجاست؟

مدیریت دانش چیست و خاستگاه آن کجاست؟
access_time

۱۲ دقیقه

۹۶۵

توسعه فردی و یادگیری

درباره نویسنده

مشاوران توسعه آینده مشاوران توسعه آینده

مشاوران توسعه آینده، اولین و بزرگترین مجری طرح های مدیریت دانش در کشور (mta.co.ir)

رشد دانش در زمان هاي اخير بسيار سريع بوده، به گون هاي كه در قرن بيستم، 80 درصد يافته هاي فناوري و دانش و نيز 90 درصد تمام دانش‌ها و اطلاعات فني، در جهان توليد شده است و هر پنج سال و نيم، حجم دانش دو برابر مي‌شود (افرازه، ۱۳۸۶). اين در حالي است كه عمر متوسط آن، كمتر از چهار سال است.  

با گذر از انقلاب صنعتي و ورود به هزارۀ جديد، ديگر موتور محرک رشد سازمان‌ها، به سرمايه و نيروي انساني محدود نمي‌شود. مهم‌ترين متغير رشدِ همه‌جانبۀ سازمان‌ها و بنگاه‌هاي اقتصادي در عصر حاضر، دانش است. امروزه دانش به عنوان «منبعی» ارزشمند و استراتژيك و نيز يك «دارایی» مطرح است و ارائه محصولات و خدمات با كيفيت مناسب و اقتصادي، بدون مديريت و استفاده صحيح از اين منبع ارزشمند، امري سخت و بعضاً ناممكن است. در اين نگرش، دانش همچون منبعي ارزشمند در كنار منابع دیگر همچون كار، زمين و سرمايه كه پيش تر در اقتصاد مورد توجه بود، به عنوان دارايي مطرح شده است. در چنين ساختاري، ديگر صنعت، محور نيست، بلكه محور، دانش است كه در آن دانشگران به كار مشغولند. به اين ترتيب، اين تحول باعث ايجاد نگرش جديدي در مديريت كسب و كار با نام "مدیریت دانش" شده است.

توجه و اقبال بسیار به مدیریت دانش در عرصۀ کسب و کار به آن علت است که بسیاری از مدیران سازمان‌های مختلف، مدیریت دانش را به عنوان فرایندی قلمداد می‌کنند که سازمان‌ها را قادر می‌سازد از دارایی‌های دانشی، برای ایجاد ارزش در سازمان‌ها استفاده کنند. مديريت دانش، شامل مراحلِ توليد، کسب، ذخيره‌سازي، انتشار و به‌کارگيري دانش در راستاي اهدف سازمانی است.

خاستگاه مدیریت دانش: 

در سال 1979، حسابدار سوئدی، کارل سیوبی که بعدها به عنوان یکی از بنیانگذاران علم مدیریت دانش معرفی شد، با پرسشی بزرگ روبه‌رو گردید. دفاتر حسابداری (ارزش دفتری) یکی از شعبه‌های معروف سازمانی که او در آنجا کار می‌کرد، تنها یک کرون ارزش نشان می‌داد، در حالی که ارزش واقعی سازمان، به مراتب بیش از این‌ها بود. در این هنگام وی متوجه شد که ترازنامۀ مالی شرکت، تنها ارزش دارائی فیزیکی آن را (که شامل چند میز و ماشین تحریر بود) نمایش می‌دهد و ارزش واقعی سازمان به شایستگی کارکنان سازمان و چیزی را که جمع کارمندان سازمان به عنوان یک فکر و مغز جمعی تشکیل می‌دادند، وابسته است.

سیوبی و دیگران، این یافته را با نام «دارایی فکری» و «دارایی ناملموس» معرفی کردند و آن را در کنار دارایی‌های ملموس قرار دادند. در سال 1998 ‏در سوئد اصطلاحات سرمایۀ دانش و سرمایه‌های پنهان توسط وی پشنهاد شد. به این معنا که اختراعات، عقاید، برنامه‌های رایانه‌ای، حقوق انحصاری و.. جزئی از سرمایۀ فکری هستند. در آمریکا نیز اصطلاح مدیریت دانش به طور رسمی در فرهنگ واژگان سال 1989 ‏ثبت شد. 

پیش از آغاز جنگ جهانی اول، کشاورزان، بزرگ‌ترین گروه کارگری هر کشور بودند؛ ولی پیش از آن نیز لزوم ادارۀ کارخانه‌ها با استفاده از کارگران «یقه‌آبی[1]» احساس می‌شد. بنابراین این کارگران صنعتی تا اواخر دهۀ 1950، بزرگ‌ترین گروه جوامع و سازمان‌های صنعتی را تشکیل می‌دادند. ولی در دهه‌های آخر قرن20 نیروی کار صنعتی افول کرد و این بار، کار بر پایۀ دانش و دانشکاران اهمیت ویژه‌ای یافت. بر اساس یک تقسیم‌بندی مشهور این برهه‌های زمانی را می‌توان به شکل زیر بیان نمود:

اقتصاد کشاورزی: بشر اولیه که در ابتدا با شکار ارتزاق می‌کرد، کشاورزی را کشف نمود و به این ترتیب مرحلۀ اقتصادی جدیدی در آن زمان شکل گرفت و پس از آن بود که تولید منابع با کشاورزی و دامپروری آغاز شد. در این مرحله بشر هنوز به دانش چندانی دست نیافته و مزیت رقابتی در آن، گسترش مزارع، تعدد دام و طیور و مهارت ‌های زراعت بود.

 

اقتصاد منابع طبیعی: در این دوره، بشر منابع طبیعی را کشف کرد. در این میان نقش مردم علاوه برای تسهیل تبدیل منابع به کالاهای قابل فروش و آوردن آن ‌ها به بازار بود. علاوه بر آن گروه ‌های کوچکی از صنعت‌ گران ارائه خدمات به مشتریان را آغاز نمودند. بنابراین کم‌ کم بشر نیاز به دانش را تشخیص داد و اتحادیه‌ ها و انجمن ‌هایی از متخصصان شکل گرفت.

 

انقلاب صنعتی: در خلال قرون 18و19 میلادی، تبدیل منابع طبیعی و محصولات در مقیاس بالا و قابل فروش به شکل فزاینده ‌ای ساماندهی و مکانیزه گردید و مزیت بازار سرمایه‌ گذاری و به کارگیری افراد بیشتر شد. بنابراین برای ارائه محصولات با کیفیت و قیمت مناسب، فناوری بالاتری لازم بود. در این دوره دانش، قابل دسترسی و اهمیت آن روشن شده بود؛ ولی این امر تنها در میان صاحب ‌نظران مطرح بود.

 

انقلاب محصول: در نیمه اول قرن20، توجه تولیدکنندگان به موضوع دیگری جلب شد. پس از تولید محصول با تنوع بیشتر و قیمت کمتر، ضرورت ارائه خدمات بهتر برای تولیدکنندگان به شکل فزاینده ‌ای مطرح گردید. در این زمان مزیت رقابتی، ارائه محصولاتی بود که به لحاظ کاربرد و قیمت با بازار تطابق بیشتری داشته باشد. بنابراین نسبت به عصر صنعتی دانش فردی گسترش یافت و توجه به محصول در سازمان ‌ها بیشتر مطرح شد.

 

انقلاب اطلاعات: در نیمه دوم قرن20، موضوعاتی چون بهینه ‌سازی، توجه به محصول همراه با مزیت بازار و ارائه محصولات کاربردی ‌تر با خدمات بهتر مطرح بود. با پدید آمدن فناوری اطلاعات جمع ‌آوری گسترده ‌تر اطلاعات و تبادل آن بین شرکت‌ ها، تأمین‌ کنندگان و مشتریان بیش از پیش امکان ‌پذیر شد؛ به گونه ‌ای که سیستم ‌های مدیریت جامع و تولید بهنگام، کنترل ‌های خودکار و ... ظهور کردند. به این ترتیب شکل معاملات تجاری و نقش مردم از کارهای فیزیکی به کارهای کنترلی و مدیریتی تغییر ماهیت داد؛ اما با وجود این، هنوز فعالیت‌ های کاملاً فکری و دانشی جایگاه خود را نیافته بودند.

 

انقلاب دانش: در یکی ‌دو دهه اخیر دانشمندان اذعان داشته ‌اند که اساس رقابت در حال تغییر بوده و موفقیت سازمان ‌ها به سمت میزان تأکید و توجه آنان بر دانش مرتبط است. این مسئله، بسیاری از سازمان ‌های پیشرفته را بر آن داشت تا دانش را در سازمان خود مدیریت کرده و آن را به بهترین شکل ممکن مورد استفاده قرار دهند. همچنین تأکید و توجه بیشتر بر منابع انسانی، به ویژه در زمینۀ به اشتراک ‌گذاری دانش و فرهنگ سازمانی مورد توجه ویژه ‌ای قرار گرفت.

 

مدیریت دانش در اوایل دهۀ 1990 ‏به طور جدی وارد مباحث سازمانی شد که تعدادی از صاحب‌نظران مدیریت در شکل‌گیری مبانی نظری مدیریت دانش نقش مهمی داشتند که در میان آن‌ها افراد مشهوری چون پیتر دراکر، پل استراسمن و پیتر سنگه در آمریکا دیده می‌شوند. دراکر و استراسمن بر اهمیت فزایندۀ اطلاعات و دانشِ آشکار، به عنوان منابع مهم سازمانی، تأکید کردند و پیتر سنگه بر سازمان‌های یادگیرنده به عنوان بُعد فرهنگی مدیریت دانش تمرکز کرد.

شاید بتوان گفت وسیع‌ترین کار تحقیقاتی در زمینۀ مدیریت دانش تا امروز در سال 1999 ‏توسط نانوکا و تاکوچی با نام «چگونه شرکت‌های ژاپنی نوآوری و پویایی را به وجود می‌آورند؟» صورت پذیرفته است. نهایت اینکه مدیریت دانش به وجود آمده است تا جایگاه خود را با ارائۀ راه حل‌های متنوع و متفاوت در مقابل مفاهیم مدیریت کیفیت جامع و مهندسی مجدد باز نماید.

 

تهیه و تنظیم : 

مشاوران توسعه آینده، اولین و بزرگترین مجری طرح های مدیریت دانش در کشور (mta.co.ir)

 

[1]  در اوایل سده بیستم در آمریکا، به کارگرانی که کارهای یدی را انجام می‌دادند، یقه آبی (Blue-collar worker) اطلاق می‌شد.

 
 
 
 

ارسال نظر

نویسنده ی کاربوم باشید

کاربوم برای متخصصینی که اهل نوشتن و ترجمه هستند پنل مستقل طراحی کرده است، برای انتشار نوشته هایتان در کاربوم اطلاعات زیر را کامل کنید